شمارهٔ ۱۳۷۲
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف زیباییهای طبیعت و خوشیهای زندگی میپردازد. شاعر به سرسبزی و نشاط بهار اشاره میکند که او را به سمت دشتها و گلهای رنگارنگ میکشاند. دوستان او نیز در حال خوشی و مستی هستند و باران به آرامی میبارد. اما با وجود شادی و وجود مطرب و نوشیدنی، زیباییهای سِرو مانند آن دوست معشوق در دسترس نیست. شاعر از صبا میخواهد تا آن سرو را بخواند تا بتواند با او به دشت برود و از زیباییهایش لذت ببرد. او همچنین به حالت بیهوشی و شیدایی ناشی از زیباییهای معشوق اشاره میکند و در پایان از تصوری خیالی صحبت میکند که بر اساس آن میخواهد با دوستش به دل دشت و باغها برود.
سبزه ها نو می دمد بیرون رویممست در صحرای میناگون رویم
هوش مصنوعی: سبزهها تازه و سبز میشوند و من با حالتی شاداب و سرمست به دشتهایی میروم که پر از زیبایی و رنگهای دلپذیر است.
دوستان مستند و باران می چکدهمچنان خیزان فرا بیرون رویم
هوش مصنوعی: دوستان به خوبی و شادابی زندگی میکنند و باران نیز همچنان میبارد، ما هم با نشاط و سرزندگی به بیرون میرویم.
مطرب و می گر چه موجود است، لیکنخوبرویی نیست، آخر چون رویم
هوش مصنوعی: هرچند موسیقی و شراب در دسترس هستند، اما زیبایی و دلنشینی وجود ندارد؛ زیرا اگر به سمت کسی زیبا رو بروم، آن لذت واقعی به وجود میآید.
ای صبا، آن سرو بالا را بخوانتا برون با آن رخ گلگون رویم
هوش مصنوعی: ای نسیم، آن درخت بلندا را صدا کن تا من هم با چهرهی گلگونم به بیرون بروم.
چند یاد سرو، باری چندگاههمره آن قامت موزون رویم
هوش مصنوعی: چند بار به یاد قامت زیبا و تر و تازه یک درخت سرو، همراه آن جلوهی دلربا بروم.
روی خوبان داروی بیهوشی استچون زییم، ار با چنین افیون رویم
هوش مصنوعی: زیبایی چهرهی دلنشین، مانند دارویی است که انسان را به خواب میبرد. اگر با چنین جذابیتی روبرو شوم، تحت تأثیر آن قرار میگیرم.
جعد او گیریم و بر خسرو بریمسلسله در دست بر مجنون رویم
هوش مصنوعی: ما موهای او را در دست میگیریم و با زیباییاش به سوی خسرو میرویم، با گردنبندی در دست، به سمت مجنون خواهیم رفت.