تناجی
امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۱۳۸۵

خم آن طره دلبند کشمغم آن لعل شکر خند کشم
زلف تو هر سر مویی نازی ستآخر این ناز تو تا چند کشم
نیست مانند رخت آیینهمگرت زاینه مانند کشم
نکشم من سخن تلخ از کسور کشم از لب چون قند کشم
کورم، از گرد مگر در دیدهخاک درگاه خداوند کشم!