شمارهٔ ۱۳۸۵
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از عشق و زیبایی معشوقهاش صحبت میکند. او به زیبایی و نازهای معشوقهاش اشاره میکند و میگوید که حتی اگر غم و اندوهی را بکشد، آن را به خاطر زیبایی معشوق تحمل میکند. شاعر به چهره و زلف معشوقهاش اشاره میکند و میگوید که هیچ چیزی نمیتواند با زیبایی او برابر باشد. او همچنین تأکید میکند که از شنیدن سخنان تلخ دیگران آزرده نمیشود و تنها به عشق و زیبایی معشوق میاندیشد. در نهایت، او در احترام و تواضع به خداوند روی میآورد.
خم آن طره دلبند کشمغم آن لعل شکر خند کشم
هوش مصنوعی: من غم و اندوه زیبایی لبان شیرین او را میکشم و در عوض، زیبایی و دلربایی موهای او را به دوش میکشم.
زلف تو هر سر مویی نازی ستآخر این ناز تو تا چند کشم
هوش مصنوعی: زلف تو هر تار مویی یک زیبایی خاص دارد و من نمیدانم تا چه زمانی باید این زیبایی و ناز تو را تحمل کنم.
نیست مانند رخت آیینهمگرت زاینه مانند کشم
هوش مصنوعی: هیچ چیز مانند قامت تو زیبا و درخشان نیست، مگر اینکه از آن به مانند آینه بیفزایم.
نکشم من سخن تلخ از کسور کشم از لب چون قند کشم
هوش مصنوعی: من از کسی سخن تلخی نمیزنم و اگر هم چیزی بگویم، شیرین و دلپذیر خواهد بود.
کورم، از گرد مگر در دیدهخاک درگاه خداوند کشم!
هوش مصنوعی: من کور شدهام و فقط امیدم این است که از خاکی که در درگاه خداوند هست، چیزی به چشمم بیافتد.