شمارهٔ ۱۳۹۵
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از جدایی و فراق صحبت میکند و احساسات عمیق خود را نسبت به عزیزان و دوستانش بیان میکند. او اشاره میکند که در مسیر عشق و دوستی، جان و دلش را فدای آن کرده و لحظات دلنشین را بر روی یاد عزیزانش گذاشته است. شاعر از غم و رنجی که بر او گذشته میگوید و اشاره میکند که دیگر نمیتواند به وفا از دوستانش امید داشته باشد، چرا که خود را از آنها دور کرده است. در نهایت، سخن از جدایی و احساس خسرانی میکند که از دست دادن دوستیهایش به او القا میکند.
رفتیم ما و دل به یکی سو گذاشتیمجان خراب نیز همان سو گذاشتیم
رفتیم و دل (و خواسته دل) خود را کنار گذاشتیم، به همان صورت از جان خستهامان نیز گذشتیم و آن را نیز کنار گذاشتیم.
ماییم و راه دوری و تا باز کی رسد؟جان و دلی که بر سر آن کو گذاشتیم
هوش مصنوعی: ما در مسیر طولانی قرار داریم و نمیدانیم تا چه زمانی به مقصد خواهیم رسید. جان و دلی که برای رسیدن به این هدف گذاشتهایم، ارزشمند است.
بگذاشتیم روی عزیزی که سالهاعمر عزیز خویش بر آن رو گذاشتیم
دیدار رو و چهره عزیزی را ترک کردیم که عمر گرانقمیت خود را صرف او کردهایم.
آن بخت کو که در خم بازو کشیم بازآن گردنی که از غم بازو گذاشتیم
کجاست آن بخت و اقبالی که دوباره آن گردنی را در خم بازو و آغوش بگیریم، که از رنج بازو و به سبب ناتوانی آن را فروگذاشته و ترک کردیم.
آن دل که او ز ما سر مویی جدا نبودآویخته به حلقه آن مو گذاشتیم
دل خود را که هرگز حتی به اندازه سر مویی از ما جدا نمیشد، آویخته به مویش راها کردیم و باقی گذاشتیم.
دل بوی وصل داشت، کنون رنگ خون گرفتاین رنگ از آن ما شد و آن بو گذاشتیم
دل در عطر و بوی خوش وصال بود، اما حالا (که این وصال از دست رفته) رنگش خون گرفته است. این رنگ خونین دل از آن ما شد و آن عطر و بوی وصل را رها کردیم و از دست دادیم.
هر بار گفته ای که ز پهلوی من برورفتیم اینک از تو و پهلو گذاشتیم
هوش مصنوعی: هر بار که به من گفتی از کنارت بروم، ما رفتیم. حالا از تو فاصله گرفتهایم و کنار گذاشتتیم.
خویی که دل به صحبت یاران گرفته بودبگسست سلک صحبت و آن خو گذاشتیم
هوش مصنوعی: دلسردی و جدایی از دوستانی که زمانی با آنها میگفتوگو میکردیم، باعث شد که آن خوی و صفات خوب را از دست بدهیم و این حال و روز را ترک کنیم.
زین پس وفا ز عمر نجوییم، خسرواچون روی دوستان وفا جو گذاشتیم
هوش مصنوعی: از این به بعد، برای عمرمان انتظار وفا نداریم، چون وقتی دوستان را ترک کردیم، دیگر چیزی از وفا در زندگیمان نمانده است.