شمارهٔ ۱۴۷۴
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از غم و اندوه خود به خاطر بیمحلی محبوب سخن میگوید. او به عشق و اشتیاق شدید خود اشاره میکند که در پی محبوبش شب و روز در غم و گریه سپری میکند و حتی در شرایط دشوار نیز لحظاتی از خنده را تجربه میکند. شاعر در انتظار محبوبش است و هر بار با امید به دیدار او سر میکند. در انتها، او به خود و اشتباهاتش اعتراف میکند و از محبوبش عذرخواهی میکند، اما هنوز هم آرزوی بازگشت او را دارد.
دوش می رفت و آه می کردمدر پی او نگاه می کردم
هوش مصنوعی: هر شب که او میرفت، من با حسرت و ناراحتی به دنبال او نگاه میکردم.
هر دم از خون دیده در پی اوقاصدی رو به راه می کردم
هوش مصنوعی: هر لحظه از اشک چشمم به دنبال او پیامبری را به راه میفرستم.
شب همه شب ز دود سینه خویشسرمه در چشم ماه می کردم
هوش مصنوعی: هر شب به خاطر دلتنگی و غم خود، اشک میریختم و آن را به عنوان سرمهای در چشم ماه میکشیدم.
ناوک غمزه در دلم می زدمن دلخسته آه می کردم
هوش مصنوعی: چشمکی از معشوقهام قلبم را هدف قرار میداد و من با دلشکستگی آه میکشیدم.
خون دل تا به روز می خوردمناله تا صبحگاه می کردم
هوش مصنوعی: من تا روز روشن اشک ریختم و شبها به دلتنگی ناله زدم.
گریه می کردم و به حالت خویشخنده هم گاه گاه می کردم
هوش مصنوعی: در حالی که اشک میریختم، گاهی هم به وضعیت خودم با خنده واکنش نشان میدادم.
آفتابی به صبح باز آمدکانتظارش نگاه می کردم
هوش مصنوعی: در صبحی روشن و دلانگیز، خورشید درخشان و دلخواهی به آسمان آمد و من مشتاقانه منتظر ظهور آن بودم.
یافتم عاقبت مهی کاو راطلبش سال و ماه می کردم
هوش مصنوعی: سرانجام موفق شدم به کسی برسم که مدتها به دنبالش بودم و هر روز و هر ماه او را جستجو میکردم.
آه اگر باز پس نمی آمدعالمی را سیاه می کردم
هوش مصنوعی: اگر زمان به عقب برمیگشت، دلم نمیخواست به کسی رحم کنم و همه جا را تاریک و غمگین میکردم.
گر چه تقصیر ما ز حد بگذشتکرمش عذر خواه می کردم
هوش مصنوعی: هرچند که گناه ما بسیار زیاد شده است، ولی از لطف او به خاطر خطایمان عذرخواهی میکردم.
بعد از این وقت توبه شد، خسروپیش از این گر گناه می کردم
هوش مصنوعی: از این به بعد فرصتی برای توبه وجود ندارد، چون من پیشتر از این هم اگر اشتباهی کردهام، در خودم حس remorse و پشیمانی ندارم.