شمارهٔ ۱۴۸۱
هوش مصنوعی: این شعر در مورد شناخت شاعر از یک معشوقه است. او به زیبایی و ویژگیهای خاص این معشوق اشاره میکند و از احساساتش نسبت به او میگوید. شاعر به تأثیر این شخص بر زندگی و حال خود اشاره میکند و به دیگران میگوید که او از رازهای عشق و زیباییهای این فرد آگاه است. در نهایت، شاعر به ذوق و تواناییهای خود در بیان احساسات و سخنهای عاشقانه اشاره میکند.
من آن ترک طناز را می شناسممن آن شوخ بدساز را می شناسم
هوش مصنوعی: من آن دختر زیبا و باهوش را میشناسم، که بازیگوش و شیطنتآمیز است.
مبینید تا می توانید در ویکه من آن سرانداز را می شناسم
هوش مصنوعی: تا جایی که میتوانید در او نگاه کنید، زیرا من فردی را میشناسم که در خط مقدم است.
نبینم به سویش ز بیم دو چشمشکه آن هر دو غماز را می شناسم
هوش مصنوعی: نمیخواهم به سمت او نگاه کنم چون از ترس، هر دو چشمش را میشناسم که از رازهای عشق خبر میدهند.
شبم تازه شد جان به دشنام مستیتو بودی، من آواز را می شناسم
هوش مصنوعی: شب به پایان رسید و من به خاطر حال و هوای مستی تو به خودم فحاشی میکنم، من صدای آواز را خوب میشناسم.
ز من پرس ذوق سخنهای خسروکه من آن ره ساز را می شناسم
هوش مصنوعی: از من بپرس دربارهی لطافت و زیبایی سخنان خسرو، چون من آن کسی را که این راه را میسازد و میداند، به خوبی میشناسم.