شمارهٔ ۱۵۱۲
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از معشوق خود میخواهد که یک شب به او توجه کند و با زیباییهایش محیط را زینت بخشد. او تمنا دارد که معشوق با نگاهی به او، به درد و رنجش تسکین بخشد و از آتش بیمهری او رهایی یابد. همچنین، شاعر از غم عشق سخن میگوید که او را به شدت آزرده و در حال نابودی است. در نهایت، نوازش و محبت را از معشوق میطلبد تا در برابر درد و جفا ایستادگی کند و از او میخواهد که خود را نشان دهد و از پنهانکاری دست بردارد.
شبی با ما خیال خویشتن را میهمان گردانز باغ عارض خود مجلسم را بوستان گردان
هوش مصنوعی: یک شب با ما بنشین و به خودت فکر کن، چهرهات را به مانند گلهای باغ زیبا کن و مجلس ما را به یک بهشت تبدیل کن.
به زیبایی و رعنایی برون آ یک ره از خانهز رخ بنما گلستان و ز قد سرو روان گردان
هوش مصنوعی: برای زیباترین و دلنشینترین جلوههای خود به بیرون بیا و از درون خانه، چهرهات را نشان بده. مانند گلستانی باش و با قامت زیبا و بلند خود، همه را مجذوب کن.
هوس دارم از آن نرگس نگاهی، سوی من بنگرچو چشم ناتوان خود مرا هم ناتوان گردان
هوش مصنوعی: من آرزو دارم که نرگس زیبای تو نگاهی به من بیفکند، زیرا وقتی به من مینگری، چشمان ضعیفم را نیز ضعیفتر میکنی.
خدا را چند سوزم ز آتش بی مهری آن مه؟بده صبری مرا یا با من او را مهربان گردان
هوش مصنوعی: خدا را به چه اندازه از بیمحبتی آن محبوب سوز و گداز دارم؟ یا به من تحمل بده یا اینکه او را نسبت به من مهربان کن.
غم عشق تو دارد پایمالم تا شوم کشتهتو هم با او جفا را بهر قتلم هم عنان گردان
هوش مصنوعی: غم عشق تو مرا به شدت آزار میدهد و این درد باعث میشود که به سوی مرگ بروم. تو نیز با بیرحمی خود به این درد دامن میزنی و باعث میشوی که من در این مسیر به سوی فنا حرکت کنم.
چه پنهان می شوی، بنمای روی خویش خلقی راچو خسرو هر طرف از عشق خود بی خانمان گردان
هوش مصنوعی: چرا خود را پنهان میکنی؟ چهرهات را نشان بده! مانند خسرو که با عشقش همه را از خانه و کاشانهشان دور میکند، تو هم بر دلهای مردم تأثیر بگذار.