شمارهٔ ۱۵۸۷
هوش مصنوعی: در این شعر، گویا شاعر به محبوب خود میگوید که همیشه دعایش با اوست و از او میخواهد که از بیگانگی دوری کند. او هشدار میدهد اگر محبوبش به او ظلم کند، دعا خواهد کرد که خدایش از او انتقام بگیرد. شاعر همچنین به عشق و درد خویش اشاره میکند و تفاوت مقام خود و محبوبش را به تصویر میکشد و در نهایت میپرسد که کیست که فقیر و گدای اوست. این شعر بیانگر عواطف عمیق، محبت و همچنین نارضایتی از بیتوجهی محبوب است.
ای بوده در قفای تو دایم دعای منبیگانگی مکن که شدی آشنای من
هوش مصنوعی: همواره دعای من در پی توست، پس از من دوری نکن که تو اکنون به من بسیار نزدیک شدهای.
دست از جفا بدار، وگرنه دعا کنمتا داد من ز تو بستاند خدای من
هوش مصنوعی: اگر به من ظلم و ستم کنی، بهتر است دست از بیرحمی برداری، وگرنه از خدایی که دارم میخواهم حقم را از تو بگیرد.
گر من دعا کنم به سحرگاه، وای توگر دست من نگیری، صد بار وای من
هوش مصنوعی: اگر من در صبحگاه دعا کنم و تو دست من را نگیری، وای بر من که بارها گریهام خواهد گرفت.
تو از برای عشقی و عشق از برای تومن از برای دردم و درد از برای من
هوش مصنوعی: تو به خاطر عشق هستی و عشق به خاطر تو، من به خاطر دردم هستم و درد به خاطر من.
تو پادشاه حسنی و خسرو گدای توای جان، بگو که کیست فقیر و گدای من؟
هوش مصنوعی: تو صاحب زیبایی و به نوعی سلطنت و من در برابر تو مثل یک گدا هستم. ای جان، بگو که در این بین، فقیر و گدای من کیست؟