شمارهٔ ۱۶۵۲
هوش مصنوعی: این شعر درباره احساس عمیق دلتنگی و غم ناشی از دوری معشوق است. شاعر از اندوه فراق و درد جدایی صحبت میکند و اشاره میکند که دیگران نیز از زیباییهای معشوق شگفتزده هستند. او میگوید که بوی خوش معشوق همه را فریب میدهد و هر کسی به نوعی از زیبایی او گلهمند است. همچنین، شاعر بیان میکند که عشقش به معشوق به قدری عمیق است که دوری از او جانش را میگیرد و او در غم این جدایی رنج میبرد. در نهایت، اشارهای به مستی و بیتابی او از عشق و خیانت به توبه عاطفی میکند.
از دوری خود، جانا، حال دل من بشنواندوه فراق گل از مرغ چمن بشنو
هوش مصنوعی: ای عزیز، از دوری خود حال و روز مرا بشنو؛ غم فراق تو مانند غم گل از پرندهای است که در چمن زندگی میکند.
زان موی بناگوشت هر کس گله ای داردآن طره به یک سو نه از گوش، سخن بشنو
هوش مصنوعی: هر کسی از آن موی زیبا شکایتی دارد، اما آن نرمی و زیبایی را به همین سادگی نباید از خود دور کرد، پس به خوبی به حرفها و سخنان دیگران گوش کن.
نافه همه بوی خوش از بوی تو می دزددغمازی آن دزدی از مشک ختن بشنو
هوش مصنوعی: همه عطرهای خوب از عطر تو تقلید میکنند، و این را بدان که آن دزد، همان دزدی است که از مشک کیمیا بهره میبرد.
با این همه نیکویی اندر حق مسکینانمشنو سخن بدگو، گفت بد من بشنو
هوش مصنوعی: با وجود اینکه کارهای نیک زیادی برای بیچارگان انجام شده، به حرفهای بدگویان گوش نده، بلکه به سخنان من که انتقادآمیز است توجه کن.
از باد هوایت دل صد جان بدرید، این خودبشکفت گلی دیگر، ای غنچه دهن، بشنو
هوش مصنوعی: از نسیم محبت تو دلهای بسیاری را شکافتی و این خود باعث شد که گلی دیگر سر برآورد. ای غنچهای با لبهای بسته، این را بشنو!
تو جان منی و من دور از تو همی میرمای جان جدا مانده، آخر غم تن بشنو
هوش مصنوعی: تو روح من هستی و من به دور از تو دارم میمیرم، ای عزیز جداشده، آخرین غم تن خود را بشنو.
بشکست می لعلت چون توبه خسرو رااکنون صفت مستی زان توبه شکن بشنو
هوش مصنوعی: می بادهی لعل تو به قدری زیبا و دلانگیز است که مانند توبهی خسرو شکسته و تحولی عظیم به وجود میآورد. حالا از کسی که به این توبه پشت کرده و فریب مستی را تجربه کرده، بشنوید.