شمارهٔ ۱۶۸۴
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و شوق به محبوب است. شاعر از نعمت و زیبایی معشوق خود با استفاده از تمثیل "لعل" و "می" سخن میگوید و از او میخواهد که او را مست کند. او به وفاداری و ارادت خود نسبت به محبوب اشاره میکند و میگوید که حتی مرگ نیز نمیتواند او را از عشق به معشوق جدا کند. در این شعر، شاعر درد و شوق درونی را به خوبی مطرح کرده و نشان میدهد که عشق او به معشوقش چه تأثیری بر زندگیاش دارد.
ای خرد مست لعل چون می توما ز آزاده ابروی خوی تو
هوش مصنوعی: ای خرد، چون لعل سرخ مست میکنی، ما نیز از زیبایی و جذابیت آزادگی ابروی تو غرق لذت و شگفتی میشویم.
می مرا ده که لب به گوش برمبس که مستم ز لعل چون می تو
هوش مصنوعی: به من شرابی بده که با گوشم به رازها گوش بسپارم، زیرا به قدری مست و سرمستم که مثل می شیرین است.
چون کنی وعده، باز گویی «کی »من به صد جان غلام آن کی تو
هوش مصنوعی: وقتی که وعده میدهی، دوباره میپرسیدی «کی؟» من با جان و دل منتظر آن زمان هستم!
چون غمت بکشدم، بگویی «هی »روح بخشد به تن همان می تو
هوش مصنوعی: وقتی غم تو را از من دور کند، بگویید که همچنان آن می تواند به جانم جان تازهای دهد.
گوییم مردن تو از پی کیستهم به جان و سر تو از پی تو
هوش مصنوعی: میگوییم که مرگ تو به خاطر چه کسی است، اما جان و سر تو تنها به خاطر خود توست.
گفتم از تو حیات دارم، گفت«تو نگر و آن حیات لاشی تو»
هوش مصنوعی: گفتم که زندگیام به تو وابسته است، او پاسخ داد: «به خودت نگاه کن و ببین که این زندگیات چیزی جز کاذب و بدون اساس نیست.»
خسروا، چون سزای سوختنیمهربانی ست شعله بر نی تو
هوش مصنوعی: ای خسروا، شایستهی محبت و مهربانی، اگر بسوزی، سزاوار آتشسوزی توست.