شمارهٔ ۱۶۹۶
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به زیبایی و عشقی که در عارض و چهره معشوق نهفته است، اشاره میکند. او به حالتی از عشق و شیدایی اشاره میکند که به نوعی مرگبار است، زیرا بوی خون از پیکان محبوب او به مشام میرسد. شاعر از معشوقه خود میخواهد که عذری برای غمزدگی او بپذیرد، چرا که معشوق بدون اراده او عشق و جان او را گرفته است. همچنین، تأکید میشود که زیبایی معشوق باعث آرامش و شادی در دلها میشود و او خود را بنده و زیردست محبوب میداند.
عارض همچون نگارستان توشاهد حال است بر دستان تو
هوش مصنوعی: عشق و زیبایی تو همچون یک گالری هنری است که رفتار و احساسات تو را به نمایش میگذارد.
شب جهانی کشته ای و آنگه هنوزبوی خون می آید از پیکان تو
هوش مصنوعی: در شب جهانی بودن یک قربانی و در حالی که هنوز از تیر تو بوی خون احساس میشود.
عذر خواه آن غمزه را از ما که اوخون ما ریخت بی فرمان تو
هوش مصنوعی: از تو عذرخواهی میکنم برای آن نازکدلی که به خواست تو، ما را به درد سر انداخت و دلمان را شکست.
موی بر اندام من پیکان شودچون کنم یاد از سر مژگان تو
هوش مصنوعی: وقتی یاد چشمان تو را میکنم، موی بدنم به حالت تیر و کمان درمیآید.
سنگ گوهر را به دندان بشکندبشکند گر گوهر دندان تو
هوش مصنوعی: اگر دندان تو قوی باشد، حتی سنگ های قیمتی را هم میتواند بشکند.
گل بخندد در چمن گر خنده ایوام یابد از لب خندان تو
هوش مصنوعی: اگر لبخند زیبای تو جانی به گلهای چمن بدهد، گلها نیز با شادی و نشاط خواهند خندید.
با چنین خوبی تو ز آن کیستی؟بنده خسرو هست باری آن تو
هوش مصنوعی: با این همه خوبی تو، واقعاً چه کسی میتوانی باشی؟ من تنها بنده خسرو هستم و همانا تو همان خسرو هستی.