شمارهٔ ۱۷۱۵
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و دردهای ناشی از جدایی و شکست قلبی است. شاعر به محبوب خود اشاره دارد که با وجود شکسته شدن رابطه، هنوز احساسات و یاد او زنده است. او از ناتوانی عاشقان سخن میگوید که به خاطر عشق به محبوب، دچار سختی و اندوه شدهاند. در نهایت، تصویرهایی از زیبایی و شیرینی عشق را به تصویر میکشد که حتی در شرایطی پر از درد و شکست، هنوز جذاب و دوستداشتنی باقی ماندهاند.
ای آمده جان هر شکستهمی ده ز شکسته بر شکسته
هوش مصنوعی: ای کسی که برای هر دل شکسته، زندگی و آرامش میآوری، از درد و شکست دلهای دیگران نیز آگاه باش و به آنها کمک کن.
نشکسته ام از تو هیچ عهدی؟ای عهد ببسته بر شکسته!
هوش مصنوعی: آیا من هیچ توافقی با تو نداشتم؟ ای پیمان، تو که بر انسانهای شکسته و ناامید بنا شدهای!
کم کرده درست هیچ عاشقوصفی ز لبت، مگر شکسته
هوش مصنوعی: عاشق نمیتواند از توصیف لبت چیزی بگوید، مگر اینکه دلش شکسته باشد.
گل خنده لعل شکرینتقدر گل و گل شکر شکسته
هوش مصنوعی: خندهات مانند گل لعل و شیرین است و ارزش آن به اندازه گل و شکر شکسته است.
تا طوق سگ تو سازد ایامعشاق ترا کمر شکسته
هوش مصنوعی: برای خاطر تو، ای یار عاشق، چنان به ذلت میافتم که انگار به گردن سگ طوق بستهاند.
نشکسته به هیچ زر ز تو کسالا که به روی زر شکسته
هوش مصنوعی: هیچکس به جز خودت نمیتواند بر روی زر نیمهشکسته تو تأثیر بگذارد.
دریاب که خسرو از هویتمانده ست چو مرغ پر شکسته
هوش مصنوعی: بسیار متوجه باش که خسرو از هویت خود دور افتاده است، مانند پرندهای که بالهایش شکسته و ناتوان است.