شمارهٔ ۱۷۳۵
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از درد و رنجی که به خاطر عشق و جدایی کشیده سخن میگوید. او به معشوق خود اشاره میکند که با زیبایی و غم خود، دلش را شکسته و در عذابش قرار داده است. شاعر از حسرتی که بر دلش مانده، lament میکند و بر این نکته تأکید دارد که در کنار دیگران، او تنها و بیکس است. همچنین، به زیبایی معشوق خود میبالد و اشاره میکند که حتی در تلاش برای یافتن کسی شبیه او، به نتیجهای نرسیده است. در نهایت، شاعر میگوید هر چه میخواهی انجام بده، چرا که دل او در این عشق به شدت در عذاب است.
ای ترا جور و جفا آیین همهخشم و نازت بر من مسکین همه
هوش مصنوعی: تو با من بدرفتاری میکنی و هر کجای این دنیا که باشی، همیشه در حال خشم و ناز به سر میبری و این وضعیت برای من که مسکین و بیچارهام، بسیار دردناک است.
با رقیبان تو، ای جان، چه کنمظالم اند و بی کس و بی دین همه
هوش مصنوعی: چکار کنم با رقیبان تو، ای عزیز؟ آنها بی انصاف هستند و تنها، و ایمان ندارند.
داغ حسرت بر دلم ماندی و رفتجان من میر منی با این همه
هوش مصنوعی: حسرت و اندوهی در دل من باقی ماندی و رفتی، ای جان من، ای محبوب من، با وجود تمام این احساسات.
عالمی را با رخت عیش است و منتلخ کامم زان لب شیرین همه
هوش مصنوعی: در دنیا افرادی هستند که زندگی شادی دارند و از لذتهای مختلف بهره میبرند، اما من در میان آنها احساس تلخی میکنم، حتی با وجود زیبایی و شیرینیهایی که اطرافم وجود دارد.
در شب هجران غمت با روی خویشمی فشانم در سحر پروین همه
هوش مصنوعی: در شب جدایی از تو، غم و دلتنگیام را با چهرهام نشان میدهم و در صبحی که ستاره پروین در آسمان است، همه چیز را به یاد تو میآورم.
ای ترا بنده شده شاهان هندوی غلامت دلبران چین همه
هوش مصنوعی: تو بندهای هستی که شاهان هند به خدمتت درآمدهاند و دلداران چین نیز غلام تو شدهاند.
نیست مانندت، بس جستیم، هیچدر ختا و خلخ و سقین همه
هوش مصنوعی: کسی مانند تو پیدا نمیشود؛ ما خیلی تلاش کردیم و در جاهای مختلفی جستجو کردیم، اما کسی شبیه تو پیدا نکردیم.
پیش رویت در چمن گشتند آباز خجالت لاله و نسرین همه
هوش مصنوعی: در برابر تو، در باغ، گلهای لاله و نسرین از شرم، آب را به زمین ریختند.
هر چه می خواهی بکن، چون مر ترامی رود بر خسرو مسکین همه
هوش مصنوعی: هر کاری که دلت میخواهد انجام بده، زیرا زندگی برای تو در حال گذر است و هیچکس به حال مسکین هم علاقه ندارد.