شمارهٔ ۱۷۷۱
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از غیبت قاصدی سخن میگوید که نامهای از یک نامسلمان آورده باشد. او با شرح احساساتش اشاره میکند که غم و هجران او را رنج میدهد و از خداوند میخواهد تا پیامش را به معشوق برساند. شاعر به پیغامرسانی پنهانی اشاره میکند و دلش را به نامهای تشبیه میکند که میخواهد بر آن رازهایش را بنویسد. او با بیان احساسات عمیقش، از درد و رنجی که در دل دارد، سخن میگوید و در نهایت، به موضوع عشق و سرنوشت ناگوار آن میپردازد. در کل، شعر حسرت و yearning (اشتیاق) را به تصویر میکشد.
قاصد نیامد کآورد زان نامسلمان نامه ایجان خاک راه قاصدی کآرد ز جانان نامه ای
هوش مصنوعی: پیامآور نیامده است که از آن کافر نامهای بیاورد. جان خاکِ راهی، که پیامآوری از محبوب نامهای بیاورد.
چون کافرانم کشت غم، چون هندوانم سوخت هجریارب، چه بودی کامدی زان نامسلمان نامه ای
هوش مصنوعی: غم مرا مانند کافران کشت و درد جدایی مانند هندوها وجودم را سوزاند. ای خدا، چه بر من گذشت که از آن نامسلمان نامهای به من رسید؟
بیم است، جانان، کز غمت از پرده بیرون اوفتمتا راز من پنهان بود، بفرست پنهان نامه ای
هوش مصنوعی: عزیزم، میترسم که از غمت برملا شوم و رازی که داشتم فاش شود. بنابراین، لطفا یک نامه پنهانی برای من بفرست تا این راز همچنان محفوظ بماند.
بر دل نهم آن نامه را چون کاغذی بر ریش توبر ریش دل مرهم کنم ناچار زینسان نامه ای
هوش مصنوعی: من آن نامه را بر دل میزنم، مانند اینکه کاغذی بر ریش تو بگذارم و بر زخمهای دل مرهم بزنم. ناچار اینگونه نوشتهای را به وجود آوردهام.
خودگیر کآید نامه ای زو بر من شوریده سرخواندن نیارم، چون کنم زین چشم گریان نامه ای
هوش مصنوعی: یک نامه از او به من میرسد، اما چون چشمانم پر از اشک است، نمیتوانم آن را بخوانم.
تیر آورد نامه بسی، بفرست بر جانم ز تنتا مونس گورم شود بفرست یاران نامه ای
هوش مصنوعی: تیر از نامه های زیادی به سوی من آمده است، بفرست این نامه را به جانم از بدنم تا همدم قبرم شود. همچنین، ای دوستان، نامه ای بفرستید.
دارم به دل سودا بسی پیچیده بر هم تو به توبهر دل از تیغ مژه بشکاف و بر خوان نامه ای
هوش مصنوعی: در دل من افکار و احساسات زیادی وجود دارد که به هم پیچیدهاند. تو به خاطر دل کسی، با چشمان خود مثل تیغی بر دل او بروی و یک نامه را بخوانی.
ای دیده، خوناب جگر بر نوک مژگان بر همهپس از زبان کالبد بنویس بر جان نامه ای
هوش مصنوعی: ای چشم، با اشک دل خود بر نوک مژگانت بنویس، و بر جان خود نامهای از این درد و غم بگذار.
خسرو، در این سوز نهان بیهوده سودا می پزیدرویش را آن بخت کوکآید ز سلطان نامه ای
هوش مصنوعی: خسرو در این دلتنگی و ناراحتی بیفایده به فکر و خیال است. درویش (فقیر) به خاطر آن بخت خوبی که میتواند از طرف سلطان بیاید، در حال انتظار است.