شمارهٔ ۱۸۰۸
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از دوری معشوق شکایت میکند و میگوید که به خاطر آن دلش در رنج است. او شبهای تاریک را به یاد میآورد که در آن، معشوق به مانند شمعی عمل میکند که نور نمیدهد. شاعر معشوق را به زنبورانی که تلخکاماند تشبیه میکند و در عین حال به او میگوید که در عشقش باید خود را پنهان نگه دارد. او همچنین به زیبایی و قدرت معشوق اشاره میکند و میگوید که عشق او ویرانگر است ولی او امیدوار است که معشوق همچنان در دلش جایی داشته باشد. در نهایت شاعر به وضع خود و دوری معشوق اشاره میکند و میگوید که اگر معشوق از حالش نمیپرسد، این به معنای این نیست که او دلش پر از محبت و عشق نیست.
مرا چند آخر از خود دور داری؟دلم را در هم و رنجور داری
هوش مصنوعی: چقدر میخواهی من را از خودت دور کنی؟ دلم را آشفته و رنجیده نگه داشتهای.
روا داری که با آن روی چو شمعشب تاریک ما بی نور داری
هوش مصنوعی: تو اجازه میدهی که با زیباییات مانند شمعی در شب تاریک، روشنایی ما را تأمین کنی.
میان داری چو زنبوران کافرمژه کافرتر از زنبور داری
هوش مصنوعی: وقتی در میان افرادی که کافرند قرار داری، مژههایت هم به نوعی از آنها کافرتر به نظر میرسد.
ز رسوایی مرنج، آخر محال استکه عاشق باشی و مستور داری!
هوش مصنوعی: از شرم و رسوایی نترس، زیرا غیر ممکن است که عاشق باشی و خود را پنهان کنی!
بتی گر داری، از فردا میندیشکه در خانه بهشت و حور داری
هوش مصنوعی: اگر بتی داری، نگران فردا نباش، چون در خانهات بهشت و حوری خواهی داشت.
تو آن سلطان خوبانی، نگاراکه همچون فتنه صد دستور داری
هوش مصنوعی: تو ای سرور زیباییها، ای محبوب، همانند یک آشفتگی، دستورات زیادی داری.
ز چندان دل که ویران کرده تستچه باشد گر یکی معمور داری؟
هوش مصنوعی: اگر دل تو به خاطر عشق کسی ویران شده باشد، چه فرقی میکند که یکی دیگر را سالم و آباد داشته باشی؟
چو آتش در زدی، باری همین بینچنین باشد که خود را دور داری
هوش مصنوعی: وقتی آتش به وجود میآید، باید ببینی که آیا میخواهی از آن دوری کنی یا با آن مواجه شوی.
معافی، گر نمی پرسی ز خسروکه خوبی و دل مغرور داری
هوش مصنوعی: اگر از خسرو حال مرا نمیپرسی، بدان که خود را به خوبی نشان میدهی و دلت پر از غرور است.