شمارهٔ ۱۸۶۵
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به احساس درد و رنج ناشی از جدایی و بینوازی اشاره میکند. او از محنت و آوارگی خود سخن میگوید و به غم و سختیهایی که بر او گذشته است اشاره میکند. شاعر به محبوبش میگوید که او دلش را برده و او را وادار به تحمل این درد کرده است. در نهایت، او آرزو دارد که از این بیداد و غم رهایی یابد.
تا فراقت تاخت بر من بارگیساختم با محنت و آوارگی
هوش مصنوعی: به خاطر جدایی تو، با رنج و سختی، زندگیام را سپری کردهام.
دل ز ما بردی، زهی جان پروریخون ما خوردی، خهی غمخوارگی
هوش مصنوعی: دل ما را از ما گرفتی و رنج و درد زیادی به ما رساندی، اما با این حال، بر ما ترحم میکنی و به ما محبت میورزی.
چار و ناچارت چو ما فرمان بریمچاره ما ساز در بیچارگی
هوش مصنوعی: اگر تو مانند ما تسلیم شوی و از ما پیروی کنی، باید راهی برای برطرف کردن مشکلات و سختیهایمان پیدا کنیم.
چون عنان صبر بردی از کفمیک زمان در کش عنان بارگی
هوش مصنوعی: وقتی کنترل صبر از دستم خارج شد، حالا باید بار سنگینی را به دوش بکشم.
وارهان یکدم از این بیداد و غمزانکه شد بیداد غم یکبارگی
هوش مصنوعی: یک لحظه از این ظلم و اندوه رهایی یاب، زیرا که این ظلم و اندوه به صورت ناگهانی تمام شد.