شمارهٔ ۱۹۱۶
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و احساسات عمیق عاشق نسبت به معشوق است. شاعر به زیبایی معشوق میبالد و از او میخواهد که به جای ناز کردن به زیباییاش، به او توجه کند. او از معشوق میخواهد که چند بوسه به او بدهد و بیان میکند که درد و رنجی که در دلش دارد، ناشی از وفاداریاش به اوست. در این شعر، شاعر به خودکشی عاشقانه و دلبستگی به زلف معشوق اشاره دارد و میگوید تنها چیزی که از او برایش باقی مانده، دلسوزی است. او همچنین به غم و اندوه خود و عدم توجه معشوق به او میپردازد و در نهایت احساس ناامیدی و بیتوجهی معشوق را نشان میدهد.
ای که امروز به زیبایی او می نازیجای آن است که بر ماه کنی طنازی
هوش مصنوعی: ای کسی که امروز به زیبایی او افتخار میکنی، بهتر است به جای این کار، به ماه خوشامد بگویی و دلربایی کنی.
بوسه ای چند بخواهم ز لبتچشم تو گر نکند پیش لبت غمازی
هوش مصنوعی: میخواهم چند بوسه از لبت بگیرم، اما اگر چشمانت به من خیانت نکند و رازها را فاش نکند.
تا که در سینه کنون تخم وفایت کارداشک با خون دل بنده کند انبازی
هوش مصنوعی: تا زمانی که در دلم بذر وفا جوانه بزند، اشکهایم با خون دل من درگیر خواهند بود.
خود کشی عاشق و بر طره مشکین بندیخود دلم دزدی و اندر سر زلف اندازی
هوش مصنوعی: عاشق به خاطر زیبایی و جذابیت معشوق به خودکشی فکر میکند، در حالی که دل من را دزدیده و در فریبندگی موهایش بازی میکند.
از رخت بنده چه بریست به جز دلسوزی؟بلبل از لاله چه آموخت جز آتش بازی؟
هوش مصنوعی: این بیت به بیان این موضوع میپردازد که بندگی و وابستگی به معشوق تنها احساس دلسوزی و عشق را به همراه دارد. همچنین، بلبل که معشوق لاله است، تنها شعلههای عشق و آتش سوزان را از آن گل فراگرفته و چیز دیگری یاد نگرفته است. به طور کلی، این شعر اشاره به درد و رنج عشق و اثرات آتشین آن دارد.
چشم تو با همه بد می کند، الا با توزانکه با غمزه بدساز نکو می سازی
هوش مصنوعی: چشمت به همه بدی میکند، جز به خودت، زیرا با ناز و عشوهی خود بدی را به زیبایی تبدیل میکنی.
من ز اندوه چو خسرو به تو پرداخته امتو پی آنکه به من هیچ نمی پردازی
هوش مصنوعی: من از غم و اندوهی که دارم مانند خسرو به تو روی آوردهام، ولی تو هیچ توجهی به من و احساساتم نمیکنی.