شمارهٔ ۱۹۱۹
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از دلی پر درد و رنج سخن میگوید که همیشه در غم و اندوه به سر میبرد. او احساسات خود را به گونهای بیان میکند که دردش مانند شمعی در حال سوختن است و بستگی دارد به دیدن معشوق. با اشاره به زیباییهای معشوق، به آسیبهایی که عشق به او زده است، نیز اشاره دارد. شاعر در انتها به دوری از رقبای زشت و غیرقابل مقایسه با معشوقش تأکید میکند و آرزو دارد که زیباییها در کنار زشتیها قرار نگیرند.
دلی دارم در او دردی و داغیکه یکدم نیستش از غم فراغی
هوش مصنوعی: من قلبی دارم که در آن درد و غم وجود دارد و حتی لحظهای از غم و اندوه رهایی ندارد.
به هر دل از دلم سوزی بگیردبسوزد چون چراغی از چراغی
هوش مصنوعی: اگر یکی از دلها از عشق و احساس من دچار سوز و گداز شود، مانند چراغی که از چراغ دیگر روشن میشود، آن درد و سوزش به دلهای دیگر نیز منتقل خواهد شد.
ازین شکرلبان شمع صورتبه بازی سوختند هر طرف لاغی
هوش مصنوعی: از لبهای شیرین و زیبا، چهرهها مانند شمعی در آتش ذوب شدند و در هر سو شاهد لاغری و کمحالی بودیم.
شکافندم جگر، وز غمزه گویندجراحت را بباید کرد داغی
هوش مصنوعی: جگرم را شکافتم و از غمزه میگویند که باید زخم را به شکل سوزش درآوردم.
کم از نظاره ای، باری که هستتدمید سبزه ای بر گرد باغی
هوش مصنوعی: کمتر از مشاهده و دیدن تو نیست، زیرا وجودت مانند نسیمی است که سبزهای را در گرداگرد باغی زنده میکند.
رقیب روسیه را کن ز خود دورخوی بلبل نیرزد خوی زاغی
هوش مصنوعی: بهتر است رقیب را از خود دور کنی، چرا که رفتار بلبل ارزش ندارد و زاغی نیز ارزش خود را دارد.
بریزد آب خسرو چون نریزدکه گل حیف است در چنگ کلاغی
هوش مصنوعی: وقتی آب خسرو بریزد، باید مراقب باشیم که نگذاریم به هدر برود؛ چون این آب ارزشمند است و نباید در دست کسی بیارزش، مانند کلاغ، قرار گیرد.