شمارهٔ ۱۹۵۵
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به زیبایی و جذابیت کسی اشاره میکند که چشمهای جهانی به او دوخته شده است. او از دلشدگان و عاشقانی سخن میگوید که تحت تأثیر زیبایی محبوب خود هستند. ابروهای او مانند کمند و کمان، دلهای بسیاری را به خود جلب و گرفتار کرده است. شاعر به عشق و دلدادگی خود اشاره میکند و میگوید که نشان عشقش از محبوبش هنوز در دلش باقی مانده. او همچنین به یک هندو که کمانی چابک دارد میپردازد و به تلخی عشق و دوری از معشوق اشاره میکند و تاکید میکند که این جدایی هرگز برطرف نمیشود. شاعر در نهایت به احساسات عمیق خود و دشواریهای عشق اشاره دارد.
تو می روی و به نظاره تو چشم جهانیبگو که آگهی از عاشقان دلشدگانی
هوش مصنوعی: تو میروی و همه چشمها به تو خیره شدهاند، به آنها بگو که از حال عاشقان دلشکسته باخبر نیستند.
بگشت حال به بالای ابروی تو کسان راکه زیر دست فتادش چنان کمند و کمانی
هوش مصنوعی: حالتی که بر اثر زیبایی ابروی تو به وجود آمده، افرادی را که در زیر دست تو قرار دارند، به مانند کسانی کرده که به کمند و کمان افتادهاند.
در ابروی تو نه یک دل هزار بیش فرو شدبه من ز داغ دل آنگه که دارد از تو نشانی
هوش مصنوعی: در ابروی تو، نه تنها یک دل بلکه هزاران دل عاشق شدهاند. این دلدادگی به خاطر درد دل من است که نشانهای از تو دارد.
برهمنان که پرستند آفتاب فلک رامگر که هندوی ما را ندیده اند زمانی
هوش مصنوعی: دوستانی که خورشید عالم را میپرستند، شاید فراموش کردهاند که زیبایی و جذابیت معشوقه من به اندازهای است که هیچکس آن را از یاد نمیبرد.
غلام پنجه مرغول هندوانه اویمکه هست هر خم مویی از او شکنجه جانی
هوش مصنوعی: من بندهی پنجهی پرتوان هندوانهام، زیرا هر چین و خمی از آن برای من عذابی جانکاه است.
بریخت آب رخ بیدلان به خاک در اوچه کم شود که اگر تر کند به لطف زبانی
هوش مصنوعی: اگر آب رخسار بیدلان بر زمین بریزد، در آن خاک چه چیزی کم خواهد شد، وقتی که زبان لطفش به آن را تر کند؟
گران کمانی آن هندوی کمانکش چابکبه هیچ پنجه ترکی رها نکرد عنانی
هوش مصنوعی: آن دختر هندویی که کمان دارد، به قدری چابک و ماهر است که هرگز رها نمیکند، حتی لحظهای، کنترل خود را.
بخار هجران، خسرو، صبور باش که هرگزرطب نیایی ازین بستگی ز پسته دهانی
هوش مصنوعی: در دوری و جدایی، صبور باش زیرا هرگز از این وابستگی به تو میوهای نخواهم داد.