شمارهٔ ۱۹۸۹
هوش مصنوعی: این شعر به احساس عمیق و longing (دوری و آرزوی وصال) شاعر اشاره دارد. شاعر به معشوق خود میگوید که آیا نمیتواند به دل او مهمان شود و در حرم جان او بیاید. او در آرزوی دیدار معشوق است و از او میخواهد که به سراغش بیاید، زیرا بدون او زندگی بیمعناست. شاعر همچنین به زیبایی معشوق و تاثیر او بر زمین اشاره میکند و میگوید که عشق او مانند شکر است که زمین را شیرین میکند. در نهایت، او از معشوق میخواهد که اجازه ندهد عشق و بختش پنهان بماند.
نشدت دل که به این دل شده مهمان آییکعبه دل شوی و در حرم جان آیی
هوش مصنوعی: دل من در حالتی است که نمیتوانی به سادگی از آن بگذری. برای اینکه به زیارت دل بیایی و بتوانی روح خود را در مکان مقدسی همچون کعبه جا دهی، باید به عمق جانم وارد شوی.
ای مسیح من و جان همه آخر تا کییک نفس بر سر این کشته هجران آیی
هوش مصنوعی: ای پیامبر من و روح تمام انسانها، تا کی باید با یک نفس بر روی این قربانی جدایی بیایی؟
خاک آن راه همه قند مکرر گرددبر زمینی که تو زان لب شکر افشانی آیی
هوش مصنوعی: خاک آن راهی که تو بر آن قدم میگذاری، بار دیگر شیرین و شاداب خواهد شد، وقتی که از لبهای تو شکر افشانده شود.
چند گویی که شب آیم ز رقیبان پنهانآفتابی تو، محالست که پنهان آیی
هوش مصنوعی: چند بار میگویی که شبها از رقیبان به طور پنهانی به تو نزدیک میشوم، اما این غیرممکن است که تو بتوانی پنهان بمانی.
بخت را مانی و خسرو به ته فرمانتبخت خسرو تو اگر در ته فرمان آیی
هوش مصنوعی: اگر بخت تو را در تنگنا قرار دهد، مانی و خسرو هم به فرمان تو خواهند آمد، ولی اگر بخت خسرو به تو دست پیدا کند، او هم به فرمان تو تسلیم خواهد شد.