شمارهٔ ۱۹۹۰
هوش مصنوعی: این شعر، به احساس عشق و دلداری شاعر نسبت به محبوبش اشاره دارد. شاعر از شکرگزاری بابت دیدار محبوبش صحبت میکند و ابراز میکند که او چقدر به او اهمیت میدهد. او خود را در میان مستانی مست همچون هشیاری میبیند و به زیبایی محبوب اشاره میکند که اگرچه کمتر از خورشید نیست، اما زیباییاش خاص و بینظیر است. شاعر با بیان ضعف خود در برابر جفای محبوب، از درد و رنجی که عشق به او میدهد سخن میگوید و در نهایت از محبوب میخواهد تا درک کند که عشق و جفا چگونه در زندگیاش تاثیر میگذارد. او همچنین در نگاهی کنایهآمیز، به زبان و حرفهای خود در مقابل محبوب اشاره میکند و از او میخواهد که حقیقت را بگوید.
هزار شکر خدا را که چون تو دلدارینمود روی به من بعد مدتی یاری
هوش مصنوعی: هزار بار خدا را شکر که تو، پس از مدتی دوری، دوباره به من محبت کردی و به من یاری رساندی.
کنون زبون خیالات غمزه های تواممیان مجلس مستان چنانکه هشیاری
هوش مصنوعی: حالا زبان من از خیالهای پرشور تو به وجد آمده و در جمع شادان به گونهای است که انگار از حالت بیداری خارج شدهام.
تو یوسفی و من از نقد جان خریدارتبیا بگو که نیابی چو من خریداری
هوش مصنوعی: تو مانند یوسف هستی و من جانم را برای تو فدای تو کردهام. بیایید بگویید که هیچکس مانند من نمیتواند شما را بخرد.
اگر چه حسن تو از آفتاب اندک نیستولی ز حسن تو اندک ترست بسیاری
هوش مصنوعی: هرچند زیبایی تو به اندازهی آفتاب کم نیست، اما نسبت به زیبایی تو، بسیاری از زیباییها کمترند.
اگر چه بار جفای تو هر کسی نکشدمن ضعیف جفاکش همه کشم باری
هوش مصنوعی: هرچند که بار ظلم و جفای تو را هیچ کس نتواند تحمل کند، من که ضعیفام، همه آن را به دوش میکشم.
هزار طعنه چه گویی که از سرم برخیزکس این سخن نکند خاصه با تو چون یاری
هوش مصنوعی: چقدر چیزهایی که به من میگویند، آزاردهنده است. هیچکس چنین حرفهایی را نمیزند، به ویژه در کنار تو که دوستم هستی.
جفا کنی وز من عذرخواهی از شوخیچه می کنی و چه می خواهی از گرفتاری
هوش مصنوعی: اگر به من آسیب برسانی و بعد از آن عذرخواهی کنی، به چه منظوری این کار را میکنی و از این وضعیت چه انتظاری داری؟
زبان باین قدری رنجه دار بر خسروکه گر بگویدت آن منی بگو آری
هوش مصنوعی: زبان خود را به قدری به زحمت بینداز که اگر به خسرو بگویی تو من هستی، او بگوید بله.