غزل شمارهٔ ۱۲ - آشیان عنقا
هوش مصنوعی: این شعر دعوت به عشق و همراهی است. شاعر از معشوق میخواهد که به جمع آنها بیاید و به غایت عشق و حقیقت برسد. او به زیبایی و یکتایی گوهر اشاره میکند و از معشوق میخواهد که در کنار دیگران فراموش نشود. شاعر همچنین به جستجوی حقیقت و دوری از دنیا و مادیات اشاره میکند و میگوید که برای رسیدن به آزادی و آسایش، باید از دنیای پر از فتنه و حواشی دور شد. در نهایت، او به حال و شور درونی اشاره میکند و از معشوق میخواهد تا با شوق و اشتیاق به جمع بپیوندد.
زین همرهان همراز من تنها تویی تنها بیاباشد که در کام صدف گوهر شوی یکتا بیا
هوش مصنوعی: از میان همه ی همنشینان و همرازان من، تنها تویی که به راستی تنها هستی. بیا و همراه من شو تا شاید مانند جواهر در صدفي خاص بیفتی و بی نظیر شوی.
یارب که از دریادلی خود گوهر یکتا شویای اشک چشم آسمان در دامن دریا بیا
هوش مصنوعی: ای خداوند، تو که با دل بزرگی خود، گوهر بینظیری هستی، ای اشک چشم آسمان، در آغوش دریا بیفتم.
ما ره به کوی عافیت دانیم و منزلگاه انسای در تکاپوی طلب گم کرده ره با ما بیا
هوش مصنوعی: ما راهی به سوی آرامش و راحتی میشناسیم و جایی برای دوستی و نزدیکی داریم. ای کسی که در جستجوی حقیقت گم شدهای، با ما بیا.
ای ماه کنعانی ترا یاران به چاه افکندهانددر رشتهٔ پیوند ما چنگی زن و بالا بیا
هوش مصنوعی: ای ماه زیبای من، یارانت تو را به چاه انداختهاند. در رابطهٔ ما چنگی بزن و خود را بالا بکش.
مفتون خویشم کردی از حالی که آن شب داشتیبار دگر آن حال را کردی اگر پیدا بیا
هوش مصنوعی: من از حالت و حالتی که در آن شب داشتی مجذوب و شیفته شدم. اگر ممکن است، دوباره آن حال را به نمایش بگذار تا دوباره بتوانم از تو لذت ببرم.
شرط هواداری ما شیدایی و شوریدگیستگر یار ما خواهی شدن شوریده و شیدا بیا
هوش مصنوعی: برای اینکه حامی ما باشی، باید عاشق و پرشور باشی. اگر میخواهی محبوب ما شوی، باید دیوانه و شیدا شوی.
در کار ما پروایی از طعن بداندیشان مکنپروانه گو در محفل این شمع بیپروا بیا
هوش مصنوعی: در کار ما نگران حرفهای منفی افراد بداندیش نباش. پروانه، بدون ترس، به محفل این شمع بیا.
دنیا و مافیها اگر نااهلت ارزانی کندبا سرگرانی بگذر از دنیا و مافیها بیا
هوش مصنوعی: اگر دنیا و تمام چیزهایش به تو چیزی بدهند که لیاقت آن را نداری، با بیتوجهی از آنها چشمپوشی کن و به دنبال زندگی بهتر و معنویتر برو.
کنجی است ما را فارغ از شور و شر دنیای دوناینجا چو فارغ گشتی از شور و شر دنیا بیا
هوش مصنوعی: جایی برای ما هست که از هیاهو و مشکلات دنیای پست جدا است. وقتی تو هم از این هیاهو و مشکلات رها شدی، بیایید به اینجا.
راه خرابات است این بیپا شدی با سر برویعنی گرفته شعلهٔ شوقت به سر تا پا بیا
هوش مصنوعی: این مسیر، مسیر خرابات و میخانه است. اگر بدون پا در این راه قدم گذاشتی، باید با تمام وجود و سر و دل به آن بروی. یعنی این که آتش عشق تو تمام وجودت را به خود مشغول کرده و باید همه جانبه به آن بپردازی.
گر شهریاری خواهی و اقلیم جان از خاکیانچون قاف دامن باز چین زیر پر عنقا بیا
هوش مصنوعی: اگر میخواهی به مقام پادشاهی برسی و از دل خاکیان به اوج روحانی دستیابی، مانند قاف که بالهایش را باز میکند، باید زیر پر مرغی افسانهای، به سوی آسمان پرواز کنی.