غزل شمارهٔ ۴۶۸
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر احساسات عشق و ارتباطی عمیق با معشوق است. شاعر با اشاره به غمزه و زیبایی معشوق، نشان میدهد که همین یک نگاه برایش کافی است. او از دردها و رنجهای دنیا صحبت میکند و میگوید که این مشکلات را با عشقش قابل تحمل مییابد. در نهایت، شاعر به تأکید بر ارزش عشق و ارتباط با معشوق و عدم وابستگی به دنیای فانی میپردازد و در جستجوی عشق پایدار است.
یک غمزهٔ جان ستان مرا بساز وصل تو کام جان مرا بس
هوش مصنوعی: یک نگاهی که روح و جانم را میگیرد برایم کافی است، زیرا از پیوستگی با تو، تمام خواستهها و آرزوهایم برآورده میشود.
تا هستی آن شود یقینمدشنامی از آن دهان مرا بس
هوش مصنوعی: تا زمانی که هستم، مطمئن به این هستم که یک نفر از آن دهان میتواند به من دشنامی بدهد که برایم کافی است.
از عشرت و عیش و کام دنیادرد دل و سوز جان مرا بس
هوش مصنوعی: از لذتها و خوشیهای دنیوی دیگر رنج و ناراحتی ندارم، زیرا اینها برای من کافیست.
آب گرمی و نان سردیاز نعمت این جهان مرا بس
هوش مصنوعی: آب گرم و نان سرد، برای من به عنوان نعمتهای این دنیا کافی است.
دل می ندهم به دلستانانآن دلبر دلبران مرا بس
هوش مصنوعی: من قلبم را به محبوبان میسپارم، چرا که آن معشوق برتر برای من کافی است.
کی عشوه شاهدان نیوشمآن شاهد شاهدان مرا بس
هوش مصنوعی: من دیگر گوش به ناز و عشوههای معشوقان نمیدهم، چون خود آن زیبا رویان برای من کافی و کافیتر است.
دل کی بندم به فانیان فیضآن ساقی باقیان مرا بس
هوش مصنوعی: دل خود را به موجودات زودگذر نمیبندم، چرا که بهرهمندی از نعمتهای آن سرچشمه همیشه پابرجا برایم کافی است.