غزل شمارهٔ ۶۷۲
هوش مصنوعی: این شعر با بیان مفاهیم فلسفی و عرفانی به توصیف وضعیت انسان و جایگاه او در جهان پرداخته است. شاعر از سقوط انسانها از مقام قرب الهی و حضور در بهشت (جنات عدن) به دنیای مادی و محدودیتهای آن صحبت میکند. او به دوگانگی سرنوشت بشر اشاره دارد که در جستجوی معنای زندگی و حقیقت از آسمان به زمین افتادهاند و در سایه جهل و نادانی در طلب روزی و زندگی مادی گرفتار آمدهاند. همچنین به تأمل در بار سنگین امانتهای الهی و کوشش برای درک وجود و عشق الهی و نیز نسبت به بندگی و تسلیم خداوند تأکید میکند. نهایتاً، اشاره به چالشهای روحی و معنوی انسان و تعارض بین حقیقت و دنیای مادی را در فرازهای مختلف شعر میتوان دید.
ذّره ذرّه ز آسیای آسمان افتادهایمخورده آدم گندم و ما از جنان افتادهایم
هوش مصنوعی: ما به شکل ذرات ریز از آسیاب آسمان به زمین آمدهایم. انسان گندم را خورده و ما از بهشت به این دنیا افتادهایم.
همنشین قدسیان بودیم در جنات عدنحالیا در ظلمت این خاکدان افتادهایم
هوش مصنوعی: ما سابقاً در بهشتهای آسمانی با فرشتگان همنشینی داشتیم، اما اکنون در این دنیای تاریک و خاکی افتادهایم.
پخته نان ما خدای ما و ما از روی جهلاز برای نان بهر در چون خسان افتادهایم
هوش مصنوعی: ما در زندگیمان به خداوند تکیه کردهایم و نان ما نیز از الطاف اوست، اما به خاطر نادانی و ناآگاهی، فقط به خاطر نان و روزی، مانند انسانهای حقیر و بیارزش، زندگی میکنیم.
دست پرورد ملایک بوده خورده آب قدساز بنان قدسیان اینجا بنان افتادهایم
هوش مصنوعی: این متن به این معناست که ما افرادی هستیم که تحت تأثیر فرشتگان و عناصر مقدس قرار گرفتهایم و با جوهرهای پاک و الهی به دنیا آمدهایم. حالا در اینجا در موقعیتی قرار داریم که از آن قدرتهای بزرگ فاصله گرفتهایم و به نوعی در پایینتری از مقام قرار گرفتهایم.
در کنار خویش ما را دوست پرورد و کنونچون اسیران در میان دشمنان افتادهایم
هوش مصنوعی: در کنار خود محبت و دوستی ما را پرورش دادی، اما اکنون ما مانند اسیرانی در دست دشمنان قرار گرفتهایم.
بار سنگین امانت را بدوش افکندهایماز فضولی زیر این بار گران افتادهایم
هوش مصنوعی: ما بار سنگین مسئولیت را به دوش کشیدهایم و از سرکشی و کنجکاوی در این راستا، زیر این بار سنگین فروماندهایم.
شکر لله نیستم از جستجو فارغ دمیآنچه رفت از دست ما در کسب آن افتادهایم
هوش مصنوعی: من همیشه در حال جستجو هستم و نمیتوانم شکرت را بگذارم. هر چیزی که از دست دادیم در تلاش برای به دست آوردن آن، ما را تحت تاثیر قرار داده است.
قومی از بهر سراغش پای از سر کردهاندماهم از سر همره این کاروان افتادهایم
هوش مصنوعی: مردم برای یافتن او همه چیز را در پای خود گذاشتهاند و ما نیز به دلیل یکدیگر از جمع این کاروان جا ماندهایم.
زینجهان در پرده میجوئیم راه آن جهاندر قفس در جستجوی آشیان افتادهایم
هوش مصنوعی: از این دنیا در حالی که در پرده و راز است، به دنبال راهی برای رسیدن به آن دنیا هستیم. در حال حاضر، در قفس محدودیتهای اینجا به جستجوی مکانی مطمئن و آرامشبخش افتادهایم.
روز و شب بی پا و سر گردیم گرد هر دو کوناز پی آن جان جان در این و آن افتادهایم
هوش مصنوعی: ما در روز و شب بدون پا و سر در حال گشت و گذار هستیم، دور هر دو جهان، به دنبال آن روحی که در این طرف و آن طرف پراکنده شده است.
گرچه بیرون از زمین است و زمان دلدار ماما ببویش در زمین و در زمان افتادهایم
هوش مصنوعی: هرچند که محبوب ما فراتر از زمین و زمان است، اما ما از این دنیا و زمان به یاد او و بوی او افتادهایم.
گرچه فوق لامکانست و مکان مقصود مااز خیالش در مکان ولا مکان افتادهایم
هوش مصنوعی: با وجود اینکه او بالاتر از هر مکان و فضایی است، ما به خاطر خیال او در جایی فراتر از همه جا و حتی در عدم حضور مکان، دچار غرق شدن شدهایم.
میفتد عکس جمالش دمبدم بر جان ماما بره دنبال این برق جهان افتادهایم
هوش مصنوعی: هر لحظه تصویر زیبایی او بر جان ما میافتد و ما در پی این نور جهان، به تلاشی بیپایان دچار شدهایم.
آفرین بر دیدهٔ حق بین ما کاندر جحیمدر تماشای بهشت جاودان افتادهایم
هوش مصنوعی: خوشا به حال چشمی که حقیقت را میبیند. ما در جهنم، در حال تماشای بهشت جاودان گیر افتادهایم.
آفرین بر دیدهٔ بینای عشق حق پرستسجدهٔ حق کرده و پیش بتان افتادهایم
هوش مصنوعی: ستایش بر چشمان آگاه عاشقانی که به عشق خدای حق سجده میکنند و در برابر مجسمهها به خاک افتادهاند.
آستین بینیازی بر دو کون افشاندهایمبر در حق لیک سر بر آستان افتادهایم
هوش مصنوعی: ما لباس بینیازی بر تن کردهایم و به دنیا نگاهی دیگر داریم، اما در برابر حق تسیلم شدهایم و سر به درگاه او گذاشتهایم.
فیض گاهی حق پرستست و گهی باطل پرستاز قضا گاهی چنین گاهی چنان افتادهایم
هوش مصنوعی: گاهی فیض و نعمت از طرف حق به ما میرسد و گاهی در دام باطل گرفتار میشویم. این وضعیت به چگونگی سرنوشت ما بستگی دارد که گاهی در یک مسیر و گاهی در مسیری دیگر قرار میگیریم.