غزل شمارهٔ ۷۴۸
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از معشوقهاش میخواهد که دل او را شاد کند و خستگان را با محبت تسکین دهد. او از معشوقه درخواست میکند که هر آنچه از آسمان بر او میرسد را خوشایند و مطلوب کند. شاعر به پذیرش قضا و مقدر رضایت میدهد و تأکید میکند که اگر او را با وجود نقصهایش قبول کند، برای او خوشایند خواهد بود. همچنین، او به معشوقه میگوید که حتی اگر نتواند به سوی او بیاید، میخواهد که او دلش را با محبت پر کند و در نهایت، تنها اوست که میتواند به زندگیش رنگ و چاشنی مبارکی ببخشد.
بغم خویش دل ما خوش کنخستگانرا بمدارا خوش کن
هوش مصنوعی: با دلخوشی خود ما را شاد کن و با محبت و مدارا به دیگر خستگان کمک کن.
از فلک هر چه بما میآیدتو گوارا کن و بر ما خوش کن
هوش مصنوعی: هر چیزی که از آسمان به ما میرسد، برای تو قابل پذیرش باشد و بر ما خوشایند باشد.
دل ما را بقضا کن راضیخاطر ما به بلاها خوش کن
هوش مصنوعی: دل ما را به سرنوشت بسپار و ما را از سختیها خشنود کن.
من اگر قابلم ار ناقابلتو قبولم کن و بدرا خوش کن
هوش مصنوعی: اگر قابلیت من برای تو ناچیز است، لطفاً آن را بپذیر و مرا خوشحال کن.
گر تقاضای قبولت بایداولم پس بتمنا خوش کن
هوش مصنوعی: اگر میخواهی که من تو را بپذیرم، پس به شوق و اشتیاقم توجه کن و آن را خوشحال کن.
پایم ار نیست بسویت آیمبسرم آی و سراپا خوش کن
هوش مصنوعی: اگر پاهای من به سمت تو نیامده، با سرم به سویت میآیم و همه وجودم را شاد میکنم.
خوش و ناخوش بخوشی دار مراناخوشیها بخوشیها خوش کن
هوش مصنوعی: خوشی و ناخوشی در زندگی من وجود دارد، اما از این ناخوشیها میخواهم به خوشیها تبدیل شوند.
فیض را نیست بغیر از تو کسیبدیش را بکرمها خوش کن
هوش مصنوعی: خوشیها و نعمتها فقط از سمت توست و هیچکس دیگری نمیتواند آنقدر خوب و با کرامت به این کار بپردازد.