غزل شمارهٔ ۷۷۱
هوش مصنوعی: این شعر، نالهای است از سوی یک بنده گنهکار که به درگاه خداوند به خاک عاجزی افتاده و از او میخواهد که بر گناهانش پوشش بگذارد و او را مورد رحمت قرار دهد. شاعر به توبه و عذرخواهی اشاره میکند و از خدا میخواهد که او را در این مسیر یاری کند. همچنین به امید بخشش و شفاعت در روز حساب تاکید دارد و از خداوند میخواهد که در سختیها و مشکلات به او پناه دهد. در نهایت، به ارتباط عمیق خود با خداوند به عنوان پادشاه و مایة حیاتش اشاره میکند و از او میخواهد که او را به راه راست هدایت کند.
بر در تو من رو به خاک عجز ناله میکنم کای اله منجرم کردهام ظلم کردهام پرده بپوش بر گناه من
هوش مصنوعی: من در برابر تو با خاک عجز و ناله درخواستم را انجام میدهم. ای پروردگار، من خطا کردهام و ظلم کردهام، لذا از تو میخواهم بر گناهان من بپوشانی.
سربر آستان روبراستان کای مقربان روزبازخواستیارئی کنید در شفاعتم نزد حضرت قبلهگاه من
هوش مصنوعی: ای کسانی که نزدیک به خدا هستید و در روز قیامت من را شفاعت کنید، در نزد معبود من، در آستان او حضور داشته باشید.
گریه میکنم شسته تا شود ز آب دیدهام نامه گنهآه میکشم تا کند سیه هرچه کردهام دود آه من
هوش مصنوعی: من با اشکهایم نامهی خطاهایم را پاک میکنم و با آه کشیدنهایم آرزو دارم هر آنچه که انجام دادهام، به سیاهی تبدیل شود.
صبح تا بشام میکنم گنه توبه گر بود سال یا بمهجرم بیحدم محو کی کند توبه کم گاه گاه من
هوش مصنوعی: تا صبح تا شب گناه میکنم و اگر توبه کنم، آیا سالها یا ماهها میتواند این گناهان بیحد و مرز را محو کند؟ توبهام گاهبهگاه است و نمیتواند به صورت کامل از گناههای من بکاهد.
آمدم بتو از ره نیاز عاجزانه من شاید از کرمرحم آوری بر من و کشی خط مغفرت بر گناه من
هوش مصنوعی: به تو با دلی پر از نیاز و ناتوانی آمدم، شاید به لطف و بزرگواریات بر من رحم کنی و خطی از بخشش بر گناهانم بکشی.
پای تا بسر گشتهام امید تا شنیدهام آنکه گفتهٔکی گذارمش تا شود هلاک آنکه آید او در پناه من
هوش مصنوعی: من تمام وجودم را در امید سپری کردهام و شنیدهام که گفتهاند: «چگونه میتوانم کسی را که وارد پناه من میشود، به هلاکت برسانم؟»
روبراه تو کردهام کنون جای ده مرا تو بخویشتنگفتهٔ که جانزد خود دهم هر که او کند روبراه من
هوش مصنوعی: اکنون من را در مسیر خودت جای بده، زیرا من به تو میگویم که جانم را برای کسی میدهم که در راه من قدم بردارد.
کیتوانبخودآمدن برت یارئی بکن دست من بگیرباش هادیم گامگام ره نور خویش کن شمع راه من
هوش مصنوعی: این شعر از معشوقهاش درخواست میکند که کمک کند تا بهترین مسیر را پیدا کند. او از یارش میخواهد که دستش را بگیرد و در هر قدم او را همراهی کند و نور زندگیاش باشد تا راهش را روشن کند.
عمر شد تبه نامه شدسیه شدبدی زحد معترفشدمغیر اعتراف نیست شافعی تا شود برت عذرخواه من
هوش مصنوعی: عمری را به هدر دادم و نام و نشانم نیز به تاریکی گرایید. بر بدیهایم اعتراف کردم، اما جز این اعترافی نیست. شافعی! امیدوارم که عذرخواهی من بر تو پذیرفته شود.
دشمن ار کند قصدجان منسوی درگهت آورم پناهگر تو رانیم از درت کجاست مأمنی شود تا پناه من
هوش مصنوعی: اگر دشمن به جان من حمله کند، به درگاه تو پناه خواهم آورد. اگر تو هم من را از درگاه خود برانی، پس کجا باید بروم که مأمنی برای من باشد؟
از جوار تو من کجاروم یا ز قید تو من چسان رهمکو در دگر کو ره گذر ای پناه من ای اله من
هوش مصنوعی: من از کنار تو کجا بروم و چگونه از بند تو رها شوم؟ کجا باید بروم؟ ای پناه من، ای معبود من!
با زبان حال وز ره مقال میکنم سؤال از درت نوالمن نیازمند تو نیاز جو من گدا و تو پادشاه من
هوش مصنوعی: من از درگاه تو به زبان حال و با گفتار خود درخواستهای خود را بیان میکنم. من به تو نیاز دارم و تو را میجویم. من گدا و نیازمند تو هستم و تو پادشاه منی.
مال من توئی جاه من توئی دنییم توئی عقبیم توئیای فدای تو هر دو کون من وز برای تو مال و جاه من
هوش مصنوعی: تو مال منی و مقام من هم تویی، دنیا و آخرت من به تو وابسته است. جانم فدای توست و همهی دارایی و اعتبار من برای توست.
فیض اگربود غرقه درگنه دستگیردش مهر این دوشهمصطفی نبی مرتضی علی مهر این دو بس زاد راه من
هوش مصنوعی: اگر فیض و رحمت الهی باشد، حتی اگر در گناهان غرق شده باشی، به لطف و محبت پیامبر و امام علی (علیهما السلام) میتوانی نجات پیدا کنی؛ زیرا این دو بزرگوار، راهنمایان و یاوران مسیر من هستند.