شمارهٔ ۴۳
هوش مصنوعی: این شعر از شاعر عاشق، بیانگر longing (خواست و آرزو) عمیق او برای وصال محبوب و رسیدن به او است. شاعر از امید و تلاش خود دست نمیکشد و میخواهد که یا جانش به محبوب برسد یا او از دنیا برود. او در پی جمال محبوب است و میخواهد صدای عشقش را به گوش همه برساند. در لحصول به محبوب، او احساس میکند که تمام اقوام مسیر خود را پیدا کردهاند، اما او تنها در درگاه محبوب باقی مانده است. شاعر همچنین به حسرتی که از دیدار محبوب دارد اشاره میکند و آرزو میکند که پس از مرگش کسی بر او درود فرستد و نام او را زنده نگه دارد.
دست از طلب ندارم تا کام من برآیدیا تن رسد به جانم یا جان ز تن برآید
هوش مصنوعی: هرگز از خواستهام دست نخواهم کشید تا زمانی که به آرزوی خود برسم، یا اینکه جانم به تنم برسد یا جانم از تنم جدا شود.
بنمای رو که جانها گردد فدای رویتبگشای لب که فریاد از مرد و زن برآید
هوش مصنوعی: برای دیدن چهرهات، جانها حاضرند فدای تو شوند. لبهایت را بگشا و فریاد زن و مرد را به گوش آسمان برسان.
هر قوم راست راهی، شاهی و قبلهگاهیمائیم و درگه تو تا جان ز تن برآید
هوش مصنوعی: هر گروهی برای خود جهت و رهبری دارد، اما ما مرکز و مرجع همه هستیم و هنگامی که جان از بدن جدا شود، به درگاه تو خواهیم آمد.
از کوی خویش بفرست سوی امیدوارانبوئی چو بوی رحمان کان از یمن برآید
هوش مصنوعی: از کوی خویش برای امیدواران عطری بفرست که مانند عطر رحمت خداوند است و از سمت یمن به مشام میرسد.
از حسرت وصالت جان دادم و ندیدمیارب از این سعادت کی کام من برآید
هوش مصنوعی: من به خاطر آرزو و حسرت دیدار تو جانم را فدا کردهام و دریغ که هرگز موفق به دیدنت نشدم. کاش میدانستم این خوشبختی و سعادت چه زمانی نصیبم میشود.
بگشای تربتم را بعد از وفات و بنگرکز آتش درونم دود از کفن برآید
هوش مصنوعی: بعد از مرگم، قبرم را باز کن و ببین که چگونه بخار و دود از درونم بالا میآید.
یارا به حق مهدی گوئید ذکر خیرشهر جا که فیض نامش در انجمن برآید
هوش مصنوعی: دوستان، به حق مهدی، هر جا نام خوب او بر سر زبانها بیفتد، ذکر خیرش را بگویید.