شمارهٔ ۹۹
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به عشق و ارادت خود به امام معصوم اشاره میکند و میگوید که تمام خواستههای او از امام است. او بیان میکند که دلش پر از محبت اهل بیت پیامبر است و هیچ دغدغهای از دنیا و مسایل مادی ندارد. شاعر از امام میخواهد که به او نظر کند و در زندگیاش فیض و روشنایی بیاورد. همچنین اشاره میکند که او به شدت تشنه وصل امام است و از آنجا که وصال امام بسیار ارزشمند است، نمیتواند به آسانی آن را تحمل کند. در نهایت، شاعر به عظمت و اهمیت ارتباط با امام تأکید میکند.
منم غلام به اخلاص آن امام مطاعاز اوست امر و ازین بنده امتثال و سماع
هوش مصنوعی: من، بندهای وفادار و صادق از آن پیشوای بزرگ هستم. فرمان از اوست و من تنها از او اطاعت و گوش فرادهم.
نه لوح سینه غباری ز دشمنی داردنه با کسی بود از بهر مال و جاه نزاع
هوش مصنوعی: سینهام از دشمنیها پاک و خالی است و هیچگاه بر سر مال و مقام با کسی دعوا نمیکنم.
به دل محبت آل نبی بس است مراکه غیر از این همه اسباب وحشت است و صداع
هوش مصنوعی: محبت اهل بیت پیامبر برای دل من کافی است، زیرا غیر از این عشق، فقط چیزهای دیگری مانند ترس و دردسر وجود دارد.
ز حق قدوم شریف امام میطلبمکه من نمیشنوم بوی خیر از این اوضاع
هوش مصنوعی: از خداوند بزرگ درخواست میکنم که به قدمهای پر خیر و برکت امام مهدی(عج) توفیق دهد، زیرا من در این شرایط و وضعیت کنونی بوی خوبی حس نمیکنم.
برون خرام اماما ز پشت ابر خفاچو آفتاب به عالم بتاب فیض شعاع
هوش مصنوعی: ای امام، از پشت ابرهای پنهان بیرون بیا و مانند آفتاب در عالم بتاب و نیکویی خود را نمایان کن.
بسی به شربت وصل تو تشنهایم ولینمیکنیم دلیری، نمیدهیم صداع
هوش مصنوعی: ما خیلی به وصال تو تشنهایم، اما جرات نداریم درخواست کنیم و درد دل خود را بر زبان نیاوریم.
ز وصل تو نتوان شد به گفتگو خرسندچگونه فیض توان صبر از عیان به سماع
هوش مصنوعی: از پیوستگی و نزدیکی تو، نمیتوان در گفتگو خوشحال بود؛ چگونه میتوان از دیدن فیض و نعمت صبر کرد در حالی که به شنیدن آن میپردازم؟