بخش ۴
زال به رستم گفت که هر چه سریعتر راهی البرز شو و اونجا با کیفباد دیدار کن و بگو که سپاهیان و موبدان تو را به عنوان پادشاه انتخاب کردند بیا و در این وانفسای جنگ و درگیری، فریادرس باش
به رستم چنین گفت فرخنده زالکه برگیر کوپال و بفراز یال
زال به رستم گفت که آماده رفتن بشو. (یال: گردن، اندام / کوپال: گرز / بفراز: بالا بیاور)
برو تازیان تا به البرز کوهگزین کن یکی لشکر همگروه
به کوه البرز برو و لشکری با خود همراه کن. (تازیان: با تاخت و تاز)
ابر کیقباد آفرین کن یکیمکن پیش او بر درنگ اندکی
کیقباد را ستایش کن و مدتی پیش او بمان (؟)
به دو هفته باید که ایدر بویگه و بیگه از تاختن نغنوی
هوش مصنوعی: برای دو هفته باید اینجا بمانید تا بوی خوش و موسیقی دلنواز را از شب و روز احساس کنید.
بگویی که لشکر ترا خواستندهمی تخت شاهی بیاراستند
هوش مصنوعی: میگویی که لشکرت به دنبال تو هستند و برایت تخت پادشاهی را آماده کردهاند.
که در خورد تاج کیان جز تو کسنبینیم شاها تو فریادرس
هوش مصنوعی: هیچ کس را در این سرزمین که تاج و تخت کیان را ببیند، جز تو نمییابیم، ای شاه، تو تنها پناهی برای ما هستی.
تهمتن زمین را به مژگان برفتکمر برمیان بست و چون باد تفت
هوش مصنوعی: تهماسب با ناز و زیبایی خاصی با چشمانش زمین را نوازش میکند، سپس کمربندش را محکم میبندد و مانند باد به حرکت در میآید.