بخش ۱۶
هوش مصنوعی: رستم به کسی میگوید که آرام باشد و از سخنان نادرست دوری کند. او اشاره میکند که دلش از کجرایی پر شده و روحش از دیوان پرورش یافته است. رستم به عظمت سام، پدرش، اشاره میکند و او را مردی بزرگ و نیکنام توصیف میکند. همچنین یادآور میشود که حماسهها و شجاعتهای سام در تاریخ سینه به سینه نقل شده و کسی چون او در میدان نبرد نمیتوانسته گریزان باشد.
رستم به جنگهایش با طوس و دیگر دیوان میپردازد و میگوید چگونه آنها را شکست داده است. او به نسب و اصالتش و پیوندش با پادشاهان بزرگ اشاره میکند و تأکید میکند که در جهان شجاعت و دلاوری او بینظیر است. او خود را به عنوان یک پهلوان توانا معرفی میکند و میگوید در کنار پادشاهی بزرگ چون فریدون، توانسته بر دشمنان چیره شود. رستم در پایان، به مسأله نوشیدن شراب اشاره میکند تا با دوستانش به تفکر بپردازند و از سختیها رهایی یابند.
بدو گفت رستم که آرام گیرچه گویی سخنهای نادلپذیر
هوش مصنوعی: رستم به او گفت که آرام باش و چه حرفهایی میزنی که خوشایند نیستند.
دلت بیش کژی بپالد همیروانت ز دیوان ببالد همی
هوش مصنوعی: دل تو به خاطر کجرفتاریها افسرده است و روح تو همچنان از دیوانگیها بالا میرود.
تو آن گوی کز پادشاهان سزاستنگوید سخن پادشا جز که راست
هوش مصنوعی: تو مانند دُری هستی که شایستهی پادشاهان است و سخنی جز حقیقت بر زبان نیاوری.
جهاندار داند که دستان سامبزرگست و بادانش و نیکنام
هوش مصنوعی: حاکم و پادشاه میداند که دستان سام، یکی از شخصیتهای بزرگ و توانا است و او دارای دانش و نام نیکویی میباشد.
همان سام پور نریمان بدستنریمان گرد از کریمان بدست
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که همان سام پور، که فرزند نریمان است، با قدرت و شجاعت از نریمان به دست آمده و این قدرت از انسانهای بزرگ و بافضیلت به او رسیده است.
بزرگست و گرشاسپ بودش پدربه گیتی بدی خسرو تاجور
هوش مصنوعی: پدر او گرشاسپ بود که مردی بزرگ و بزرگوار بود و در دنیا به عنوان پادشاهی مقتدر شناخته میشد.
همانا شنیدستی آواز سامنبد در زمانه چنو نیکنام
هوش مصنوعی: به راستی که تو آواز سام را در زمان خوبنامی نشنیدهای.
بکشتش به طوس اندرون اژدهاکه از چنگ او کس نیابد رها
هوش مصنوعی: او را در طوس به دست اژدها کشته است و هیچکس از چنگال او نجات نمییابد.
به دریا نهنگ و به خشکی پلنگورا کس ندیدی گریزان ز جنگ
هوش مصنوعی: در دریا نهنگ و در خشکی پلنگ وجود دارند، اما هیچکس را نمیبینی که از جنگ بگریزد.
به دریا سر ماهیان برفروختهماندر هوا پر کرگس بسوخت
هوش مصنوعی: به دریا، ماهیها به سطح آمدند و در آسمان، پرندگان قویهیکل (کرگس) به آتش افتادند.
همی پیل را درکشیدی به دمدل خرم از یاد او شد دژم
پیل را در یک لحظه به بند می کشید و دل شاد از یاد او افسرده می شد .
و دیگر یکی دیو بُد بدگمانتنش بر زمین و سرش بآسمان
هوش مصنوعی: یک دیو بدگمان وجود دارد که بدنش روی زمین و سرش به آسمان است.
که دریای چین تا میانش بدیز تابیدن خور زیانش بدی
هوش مصنوعی: دریای چین با تابش خورشید، به میانش آسیب زیادی میزند.
همی ماهی از آب برداشتیسر از گنبد ماه بگذاشتی
هوش مصنوعی: تو ماهی را از آب بیرون آوردی و آن را بر روی گنبد ماه گذاشتی.
به خورشید ماهیش بریان شدیازو چرخ گردنده گریان شدی
هوش مصنوعی: تو به خورشید مانند ماهی بریان شدهای و با این حال، از چرخ گردان آسمان غمگین نمیشوی.
دو پتیاره زین گونه پیچان شدندز تیغ یلی هر دو بیجان شدند
هوش مصنوعی: دو پرنده به این شکل در هم تنیده شدند و از ضربت یال اسب، هر دو جان باختند.
همان مادرم دخت مهراب بودبدو کشور هند شاداب بود
هوش مصنوعی: مادرم دختر مهراب بود و سرزمین هند را شکوفا و شاداب کرده بود.
که ضحاک بودیش پنجم پدرز شاهان گیتی برآورده سر
هوش مصنوعی: ضحاک، پنجمین پدر شاهان جهان است که سر او را برآوردهاند.
نژادی ازین نامورتر کراستخردمند گردن نپیچد ز راست
هوش مصنوعی: کسی که عاقل و داناست، هیچگاه از حقیقت و راه درست منحرف نمیشود، حتی اگر نژادی مشهورتر از آنچه که او دارد وجود داشته باشد.
دگر آنک اندر جهان سربسریلان را ز من جست باید هنر
هوش مصنوعی: در دنیای گسترده، باید چهرههای بزرگ و سرآمد را از من خواستار هنر و مهارت دانست.
همان عهد کاوس دارم نخستکه بر من بهانه نیارند جست
هوش مصنوعی: من همان پیمانی را دارم که در ابتدا با کاوس داشتم؛ به این معنی که هیچ بهانهای برای نادیده گرفتن آن ندارند.
همان عهد کیخسرو دادگرکه چون او نبست از کیان کس کمر
هوش مصنوعی: عهد و پیمان کیخسرو دادگر، به این معناست که هیچ کس مانند او در میان کیانیان نیست که به خاطر او کمر به کار بندد.
زمین را سراسر همه گشتهامبسی شاه بیدادگر کشتهام
هوش مصنوعی: من در هر نقطهای از زمین سفر کردهام و بسیاری از ستمگرانی که مانند شاهان بیداد میکنند را از پای درآوردهام.
چو من برگذشتم ز جیحون بر آبز توران به چین آمد افراسیاب
هوش مصنوعی: زمانی که من از جیحون عبور کردم و به آب رسیدم، افراسیاب از توران به چین آمد.
ز کاوس در جنگ هاماورانبه تنها برفتم به مازندران
هوش مصنوعی: در زمان جنگ با هاماوران، من به تنهایی از کاوس به مازندران رفتم.
نه ارژنگ ماندم نه دیو سپیدنه سنجه نه اولاد غندی نه بید
هوش مصنوعی: نه به روحانیّت و بزرگی ماندم، نه به دیوانگی و جنون، نه به معیارهای سنجش و اندازهگیری، نه به نسل و نسل من، و نه به درخت بید.
همی از پی شاه فرزند رابکشتم دلیر خردمند را
هوش مصنوعی: من به دنبال پادشاه، فرزند را میکشم، زیرا او دلیر و خردمند است.
که گردی چو سهراب هرگز نبودبه زور و به مردی و رزم آزمود
هوش مصنوعی: هیچ کس مانند سهراب از نظر قدرت و شجاعت وجود ندارد، حتی اگر در جنگ و نبرد خود را نشان دهد.
ز پانصد همانا فزونست سالکه تا من جدا گشتم از پشت زال
هوش مصنوعی: من از زمانی که از پشت زال جدا شدم، بیش از پانصد سال گذشته است.
همی پهلوان بودم اندر جهانیکی بود با آشکارم نهان
هوش مصنوعی: من در جهان پهلوانی بودم که در ظاهر معروف و شناختهشده بودم، اما در باطن و درون خود، چیزهایی را پنهان کرده بودم.
به سان فریدون فرخنژادکه تاج بزرگی به سر بر نهاد
هوش مصنوعی: مانند فریدون با ویژگیهای برجسته که تاجی بزرگ را بر سر گذاشت.
ز تخت اندرآورد ضحاک راسپرد آن سر و تاج او خاک را
هوش مصنوعی: ضحاک از تخت خود پایین آورده شد و آن سر و تاج او به خاک سپرده شد.
دگر سام کو بود ما را نیاببرد از جهان دانش و کیمیا
هوش مصنوعی: دیگر کسی که مانند ما باشد، ما را از دنیای علم و جادو دور خواهد کرد.
سه دیگر که چون من ببستم کمرتن آسان شد اندر جهان تاجور
هوش مصنوعی: سه نفر دیگر نیز هستند که مانند من خود را بستهاند و این باعث شده که در دنیا، زندگی آسانتر شود.
بران خرمی روز هرگز نبودپی مرد بیراه بر دز نبود
هوش مصنوعی: در روزهای خوش و شاداب، هیچگاه راهی برای انسان بدون هدف وجود ندارد؛ چرا که او به مسیر درست هدایت نشده است.
که من بودم اندر جهان کامرانمرا بود شمشیر و گرز گران
هوش مصنوعی: من کسی بودم که در این دنیا خوشبخت بودم و سلاحی قوی و سنگین در دست داشتم.
بدان گفتم این تا بدانی همهتو شاهی و گردنکشان چون رمه
هوش مصنوعی: بدان که من این را به تو میگویم تا بفهمی که تو دارای مقام والایی هستی و دیگران همچون گوسفندانی هستند که زیر نظر تو قرار دارند.
تو اندر زمانه رسیده نویاگر چند با فر کیخسروی
هوش مصنوعی: هرچند که تو به زمانهای جدید خطوة گذاشتهای، اما هنوز هم به زیبایی و عظمت دوران کیخسرو اشاره میشود.
تن خویش بینی همی در جهاننهای آگه از کارهای نهان
هوش مصنوعی: ای انسان، تو فقط بدن خود را در این دنیا میبینی و از کارهای پنهان بیخبری.
چو بسیار شد گفتها میخوریمبه می جان اندیشه را بشکریم
هوش مصنوعی: وقتی که حرفها و گفتوگوها زیاد شد، بیا با نوشیدن می این افکار را فراموش کنیم و به زندگی لذت ببخشیم.