بخش ۱۰
هوش مصنوعی: اردشیر به دریا رسید و از یزدان تشکر کرد که او را از بدیها ایمن ساخته است. او ملّاح پیر را فراخواند و از شجاعت و تلاشهایش در دریا قدردانی کرد. ملّاح با فهم اینکه اردشیر از نژاد کیانی است، خوشحال شد و با شتاب به سوی دریا رفت.
خبر رسیدن اردشیر موجب شد تا مردم از دور و نزدیک به او بپیوندند و انجمنی تشکیل دهند. اردشیر در جمع مردم سخن گفت و به یادآوری بدیها و ظلمهایی که از اسکندر و نیاکانش بر سرشان آمده بود، پرداخته و از یکدیگر خواست تا به او کمک کنند و جنگ علیه اردوان را آغاز کنند.
او تأکید کرد که با یکدیگر یاری کنند و از کینهها برهند. سخنان او دلهای مردم را پر از خوشحالی کرد و عزمشان را برای نبرد علیه اردوان تقویت کرد. در نهایت، اردشیر متوجه شد که آذر بیدار و آماده به جنگ با اردوان هستند و به سرعت برای آماده کردن سپاه خود اقدام کرد.
وزین سو به دریا رسید اردشیربه یزدان چنین گفت کای دستگیر
هوش مصنوعی: اردشیر به دریا رسید و به خدا گفت: ای یاور و حمایتکننده.
تو کردی مرا ایمن از بدکنشکه هرگز مبیناد نیکی تنش
هوش مصنوعی: تو با مهر و محبت خود، مرا از کارهای بد دور کردی و به من آموختی که همیشه خوبیها را ببینم و در نیکیها بمانم.
برآسود و ملاح را پیش خواندز کار گذشته فراوان براند
هوش مصنوعی: او به آرامش رسید و ناخدا را پیش خود فراخواند و از کارهای گذشته به اندازه کافی کنارهگیری کرد.
نگه کرد فرزانه ملاح پیربه بالا و چهر و بر اردشیر
هوش مصنوعی: عالم مسن و تجربهدار به آسمان نگریست و به چهره و مقام اردشیر توجه کرد.
بدانست کو نیست جز کی نژادز فر و ز اورنگ او گشت شاد
هوش مصنوعی: او فهمید که تنها کسی که به خاطر مقام و اعتبارش خوشحال است، همان کسی است که از نسل اوست.
بیامد به دریا هم اندر شتاببه هر سو برافگند زورق به آب
هوش مصنوعی: به دریا آمد و با شتاب، به هر سمت قایق را به آب انداخت.
ز آگاهی نامدار اردشیرسپاه انجمن شد بران آبگیر
هوش مصنوعی: از دانایی و دانش اردشیر، جمعیتی مانند سپاه در کنار آبگیر شکل گرفت.
هرانکس که بد بابکی در صطخربه آگاهی شاه کردند فخر
هوش مصنوعی: هر کسی که به حکومتی بد و ظالم آگاهی داده باشد، باید به خودش افتخار کند.
دگر هرک از تخم دارا بدندبه هر کشوری نامدارا بدند
هوش مصنوعی: هر کس که از خانوادهی ثروتمند و برجستهای متولد شود، در هر سرزمینی به نام و آوازهای میرسد.
چو آگاهی آمد ز شاه اردشیرز شادی جوان شد دل مرد پیر
هوش مصنوعی: وقتی خبر خوشی از شاه اردشیر رسید، دل مردی پیر از شادی جوان شد.
همی رفت مردم ز دریا و کوهبه نزدیک برنا گروها گروه
هوش مصنوعی: مردم از دریا و کوه به سوی جوانی میرفتند و گروهها به گروههای دیگر میپیوستند.
ز هر شهر فرزانهای رایزنبه نزد جهانجوی گشت انجمن
هوش مصنوعی: از هر شهری، افراد دانا به نزد کسی که در جستجوی کامیابی است، گرد هم آمدند و مشورت کردند.
زبان برگشاد اردشیر جوانکه ای نامداران روشنروان
هوش مصنوعی: اردشیر جوان سخن را آغاز کرد و گفت: ای بزرگمردان با روحهای درخشان، به صحبت من گوش دهید.
کسی نیست زین نامدار انجمنز فرزانه و مردم رایزن
هوش مصنوعی: هیچکس در این جمع نامدار وجود ندارد که از خردمند یا افراد با تدبیر باشد.
که نشنید کاسکندر بدگمانچه کرد از فرومایگی در جهان
هوش مصنوعی: آیا کسی هست که ندانسته باشد اسکندر با بدگمانی چه کارهایی از روی پستفطرتی در دنیا انجام داد؟
نیاکان ما را یکایک بکشتبه بیدادی آورد گیتی به مشت
هوش مصنوعی: نیاکان ما را به ظلم و ستم قتلعام کردند و دنیا را به چنگال خود گرفت.
چو من باشم از تخم اسفندیاربه مرز اندرون اردوان شهریار
هوش مصنوعی: اگر من مثل اسفندیار باشم، در مرزهای سلطنت اردوان، پادشاه.
سزد گرد مر این را نخوانیم دادوزین داستان کس نگیریم یاد
هوش مصنوعی: شایسته است که ما این ماجرا را فراموش نکنیم و از آن درس نگیریم.
چو باشید با من بدین یارمندنمانم به کس نام و تخت بلند
هوش مصنوعی: زمانی که با تو به این دوستی هستم، دیگر به هیچکس و هیچ مقام و جایگاهی اهمیت نمیدهم.
چه گویید و این را چه پاسخ دهیدکه پاسخ به آواز فرخ نهید
هوش مصنوعی: در اینجا صحبت از گفتوگو و پاسخگویی است. سوال این است که اگر کسی چیزی بگوید، چه پاسخی باید به او داد؟ پاسخ باید به گونهای باشد که شاد و خوشحالکننده باشد.
هرانکس که بود اندر آن انجمنز شمشیر زن مرد و از رایزن
هوش مصنوعی: هر کسی که در آن جمع حضور داشت، از مرد شمشیرزن و نیز از فردی که با اندیشه و خرد خود تصمیم میگیرد، بود.
چو آواز بشنید بر پای خاستهمه راز دل بازگفتند راست
هوش مصنوعی: زمانی که صدای آن را شنیدند، همه از جا برخاستند و تمامی رازهای دل را بهراحتی بیان کردند.
که هرکس که هستیم بابکنژادبه دیدار و چهر تو گشتیم شاد
هوش مصنوعی: هر کس که باشیم، از دیدن چهره تو خوشحال و شاداب شدهایم.
و دیگر که هستیم ساسانیانببندیم کین را کمر بر میان
هوش مصنوعی: ما ساسانیان هستیم و حالا باید این کینه را همچون کمری به دور خود ببندیم.
تن و جان ما سربسر پیش تستغم و شادمانی به کم بیش تست
هوش مصنوعی: تمام وجود ما در برابر توست، شادی و غم ما به تو وابسته است و کم و زیادش به تو بستگی دارد.
به دو گوهر از هرکسی برتریسزد بر تو شاهی و کنداوری
هوش مصنوعی: دو چیز باعث برتری تو بر دیگران میشود: داشتن اندیشهای عمیق و درک کامل. این ویژگیها تو را از دیگران متمایز کرده و به تو قدرت بیشتری میبخشند.
به فرمان تو کوه هامون کنیمبه تیغ آب دریا همه خون کنیم
هوش مصنوعی: ما آمادهایم که به دستورات تو عمل کنیم و به خاطر تو حتی کوهها را با آب دریا هم مجروح کنیم.
چو پاسخ بدان گونه دید اردشیرسرش برتر آمد ز ناهید و تیر
هوش مصنوعی: زمانی که اردشیر پاسخ را به آن شکل دید، احساس کرد که سرش از ناهید (سیاره زهره) و تیر (سیاره مریخ) هم بالاتر است.
بران مهتران آفرین گستریدبه دل در ز اندیشه کین گسترید
هوش مصنوعی: شما به بزرگان و افراد برجسته احترام میگذارید و در دل خود از افکار انتقام و کینه دوری میکنید.
به نزدیک دریا یکی شارستانپیافگند و شد شارستان کارستان
هوش مصنوعی: در کنار دریا، شهری بزرگ ایجاد کردند و آن شهر به محلی پرکار و فعال تبدیل شد.
یکی موبدی گفت با اردشیرکه ای شاه نیکاختر و دلپذیر
هوش مصنوعی: موبدی به اردشیر گفت: ای شاه نیکفال و خوشخو، تو درخشان و دلانگیز هستی.
سر شهریاری همی نو کنیبر پارس باید که بیخو کنی
هوش مصنوعی: برای تسلط بر هنر حکمرانی و اداره کشور پارس، باید پیش از خواب و استراحت به فکر و برنامهریزی باشی.
ازان پس کنی رزم با اردوانکه اختر جوانست و خسرو جوان
هوش مصنوعی: پس از این، باید با اردوان جنگ کنی، زیرا ستاره جوانی در آسمان است و خسرو هم جوان است.
که او از ملوک طوایف به گنجفزونست و زو دیدی آزار و رنج
هوش مصنوعی: او از پادشاهان قبایل ثروتمندتر است و از او آزار و رنجی دیدهای.
چو برداشتی گاه او را ز جایندارد کسی زین سپس با تو پای
هوش مصنوعی: وقتی او را از جایگاهش برداری، هیچ کس بعد از آن با تو همقدم نخواهد شد.
چو بشنید گردن فراز اردشیرسخنهای بایسته و دلپذیر
هوش مصنوعی: وقتی اردشیر با صدای بلند و مطمئن سخنانی مناسب و خوشایند میگوید، همه به سخنان او گوش میدهند.
چو برزد سر از تیغ کوه آفتاببه سوی صطخر آمد از پیش آب
هوش مصنوعی: وقتی آفتاب از بالای کوه طلوع کرد، نورش به سمت سنگها تابید و آب را از جلو دور کرد.
خبر شد بر بهمن اردواندلش گشت پردرد و تیرهروان
هوش مصنوعی: به بهمن اردوان خبر رسید و دلش پر از درد و غم شد.
نکرد ایچ بر تخت شاهی درنگسپاهی بیاورد با ساز جنگ
هوش مصنوعی: هیچکس بر تخت شاهی تأمل نکرد و سپاهی با آلات جنگی آمد.