بخش ۷
هوش مصنوعی: شاعر در این ابیات به توصیف حال و روز شهریار جوانی میپردازد که پس از عبور از پل نهروان، مهتران و فرماندهان سپاهش را جمع میکند و خود را برای نشستن بر تخت شاهی آماده میسازد. او به سرورانش میگوید که این نخستین بار است که به پادشاهی میرسد و خواهان آزمایش و ارزیابی شایستگی خود است. او از مشکلات و غمهایی که نیاکانشان تجربه کردهاند، یاد میکند و قصد دارد رازهایی را با سپاه در میان بگذارد.
شهریار از دروغ و فریب در جنگ میهراسد و به دنبال جنگ با دشمن است. او میگوید برای شبیخون به دشمن آماده شده و فرمان میدهد که سپاه بدون تعلل آماده شوند. گستهم، یکی از فرماندهان، به شهریار هشدار میدهد که نباید بین برادران و پدر و پسر جنگی در گیرد و این کار ممکن است منجر به نابودی سپاه بسازد.
خسرو، با در نظر گرفتن این هشدار، تصمیم به انتخاب جنگجویانی از بین افراد شایسته میگیرد تا در این نبرد آماده باشند و با برنامهریزی مناسب به میدان جنگ بروند. در نهایت، نمایی از سپاه در میدان جنگ شکل میگیرد و خسرو از دور آنها را میبیند.
وزان روی شد شهریار جوانچوبگذشت شاد از پل نهروان
هوش مصنوعی: شاه جوان با چهرهای زیبا و شاداب از پل نهروان گذشت و خوشحال بود.
همه مهتران را زلشکر بخواندسزاوار بر تخت شاهی نشاند
هوش مصنوعی: پادشاه همه فرماندهان را به حضور میطلبد و آنها را شایسته میداند که بر تخت سلطنت بنشینند.
چنین گفت کای نیکدل سرورانجهاندیده و کار کرده سران
هوش مصنوعی: او گفت: ای سروران با دلهای نیک و کسانی که در جهان دیده و تجربههای زیادی دارند،
بشاهی مرا این نخستین سرستجز از آزمایش نه اندرخورست
هوش مصنوعی: در ابتدا باید بگویم که من، در مقام شاهی، این مقام را تنها به خاطر آزمایش و آزمون میپذیرم و نه به خاطر خود مقام یا شغل آن.
بجای کسی نیست ما را سپاسوگر چند هستیم نیکی شناس
هوش مصنوعی: ما به جای کسی نیستیم که از ما قدردانی کند، هرچند که افرادی هستیم که نیکی را میشناسیم.
شمارا زما هیچ نیکی نبودکه چندین غم ورنج باید فزود
هوش مصنوعی: هیچ خوبی از جانب من به شما نرسیده است، در حالی که شما فقط میتوانید غم و رنج بیشتری دریافت کنید.
نیاکان ما را پرستیدهایدبسی شور و تلخ جهان دیدهاید
هوش مصنوعی: پدران ما را بسیار مورد پرستش قرار دادهاید و در عوض شما بسیاری از شیرینیها و تلخیهای زندگی را تجربه کردهاید.
بخواهم گشادن یکی راز خویشنهان دارم از لشکر آواز خویش
هوش مصنوعی: میخواهم یکی از رازهای درونم را بگویم، اما آن را از جمعیت پنهان نگه داشتهام.
سخن گفتن من بایرانیاننباید که بیرون برند ازمیان
هوش مصنوعی: من باید با ایرانیان حرف بزنم و این گفتگوها نباید به دیگران منتقل شود.
کزین گفتن اندیشه من تباهشود چون بگویند پیش سپاه
هوش مصنوعی: اگر من در این مورد صحبت کنم، افکارم خراب خواهد شد چون ممکن است بگویند در پیش سپاه.
من امشب سگالیدهام تاختنسپه را به جنگ اندر انداختند
هوش مصنوعی: من امشب احساس میکنم که سپاه به جنگ رفته و در حال پیشروی است.
که بهرام را دیدهام در سخنسواریست اسپ افگن وکارکن
هوش مصنوعی: بهرام را دیدهام که در صحبتها مانند یک سوارکار ماهر است، و در کار خود بسیار توانمند میباشد.
همی کودکی بیخرد داندمبگرز و بشمشیر ترساندم
هوش مصنوعی: من دیدم که کودکی بیخود و نادان را با نیزه و شمشیر ترساندم.
نداند که من شب شبیخون کنمبرزم اندرون بیم بیرون کنم
هوش مصنوعی: او نمیداند که من بهطور ناگهانی و در دل شب به درون لشکر آنان حمله میکنم و ترس را از خودم دور میسازم.
اگریار باشید بامن به جنگچو شب تیره گردد نسازم درنگ
هوش مصنوعی: اگر همراه من به جنگ بیایید، وقتی شب تاریک شود، هیچ وقفهای ایجاد نخواهم کرد.
چو شوید بعنبر شب تیره رویبیفشاند این گیسوی مشکبوی
هوش مصنوعی: وقتی شب تاریک بگذرد و هوا روشن شود، بوی خوش عطر عنبر و گیسوان معطرش در فضا پخش میشود.
شما برنشینید با ساز جنگهمه گرز و خنجر گرفته بچنگ
هوش مصنوعی: شما با ابزارهای جنگی آماده و مسلح به میدان بیایید و با قدرت و عزم راسخ در نبرد شرکت کنید.
بران برنهادند یکسر سپاهکه یک تن نگردد زفرمان شاه
هوش مصنوعی: تمام سپاه در یکلحظه آماده شد و تصمیم گرفتند که هیچیک از آنان از فرمان شاه سرپیچی نکند.
چو خسرو بیامد بپرده سرایزبیگانه مردم بپردخت جای
هوش مصنوعی: وقتی خسرو وارد خانهای شد که متعلق به دیگری بود، مردم از او استقبال کردند و جای او را آماده کردند.
بیاورد گستهم وبندوی راجهاندیده و گرد گردوی را
هوش مصنوعی: گستهم و بندوی را بیاور، کسی که جهان را دیده و به دور گردو میچرخد.
همه کارزار شبیخون بگفتکه با او مگر یار باشند و جفت
هوش مصنوعی: همه در میدان نبرد گفتند که آیا کسی را دارند که در کنارشان باشد و همپادشان باشد.
بدو گفت گستهم کای شهریارچرایی چنین ایمن از روزگار
هوش مصنوعی: گستهم به شهریار گفت: چرا اینقدر از روزگار و حوادث آن احساس امنیت میکنی؟
تو با لشکر اکنون شبیخون کنیز دلها مگر مهر بیرون کنی
هوش مصنوعی: تو با قدرت و نفوذ خود به دلها حملهور میشوی، شاید بتوانی عشق و محبت را از دلها بیرون کنی.
سپاه تو با لشکر دشمنندابا او همه یک دل ویک تنند
هوش مصنوعی: نیروهای تو با لشکر دشمن در حال نبرد هستند، اما با این حال، همه آنها یکدل و یکپارچه هستند.
ز یک سو نبیره ز یک سو نیابه مغز اندرون کی بود کیمیا
هوش مصنوعی: از یک طرف نوه و از طرف دیگر جد، در دل و درون کیست که مانند کیمیا باشد؟
ازین سو برادر وزان سو پدرهمه پاک بسته یک اندر دگر
هوش مصنوعی: از این طرف برادر و از آن طرف پدر، همه به هم پیوسته و در پیوندی پاک و معنوی قرار دارند.
پدر چون کند با پسر کارزاربدین آروز کام دشمن مخار
هوش مصنوعی: پدر نباید با فرزند خود درگیر شود، زیرا این کار میتواند به خواستههای بد دشمنان منجر شود.
نبایست گفت این سخن با سپاهچو گفتی کنون کار گردد تباه
هوش مصنوعی: نباید این حرف را با جمعی از جنگجویان زد، زیرا اگر بگویی، کارها خراب میشود.
بدو گفت گردوی کاین خود گذشتگذشته همه باد گردد به دشت
هوش مصنوعی: گردو به او گفت که این موضوع مربوط به گذشته است و دیگر تمام شده است؛ تنها باد است که در دشت میوزد و به سرعت همه چیز را میبرد.
توانایی و کام وگنج وسپاهسر مرد بینا نپیچد ز راه
هوش مصنوعی: توانایی، آرزو، ثروت و نیرو در دست کسی است که عقل و بینش دارد و او را نمیتوان به راحتی از مسیر درست منحرف کرد.
بدین رزمگه امشب اندر مباشممان تا شود گنج و لشکر به لاش
هوش مصنوعی: امشب در این میدان جنگ حضور نداشته باش تا اینکه گنج و سپاه به سربازان مرده برسد.
که من بیگمانم کزین راز ماوزین ساختن در نهان سازما
هوش مصنوعی: من مطمئنم که از این راز و از این پنهانکاری ما آگاه هستم.
بدان لشکر اکنون رسید آگهینباید که تو سر بدشمن دهی
هوش مصنوعی: بدان که اکنون خبر به لشکر رسیده است و نباید که تو به دشمن سر بزنی.
چوبشنید خسرو پسند آمدشبه دل رای او سودمند آمدش
هوش مصنوعی: خسرو وقتی چوب را شنید، به دلش خوش آمد و برای او کارآمد و سودمند بود.
گزین کرد زان سرکشان مرد چندکه باشند برنیک وبد یارمند
هوش مصنوعی: چند نفر از میان آن افراد فریبنده انتخاب کرد که در دوستی و دشمنی نیکی و بدی دارند.
چو خرداد برزین و گستهم شیرچوشاپور و چون اندیان دلیر
هوش مصنوعی: به مانند خرداد، که در فصل تابستان به اوج خود میرسد، و مانند شیر قوی و نیرومند، و چون جنگجویان دلیر هند.
چو بندوی خراد لشکر فروزچو نستود لشکرکش نیوسوز
هوش مصنوعی: همچنان که نور خراد در یاری لشکر درخشنده است، لشکرکش نیوسوز نیز در ناامیدی و شکست حاکم شده است.
تلی بود پر سبزه وجای سورسپه را همیدید خسرو ز دور
هوش مصنوعی: خسرو از دور تلی را میدید که پر از سبزه بود و جای برگزاری جشنهای سپاه را مشاهده میکرد.