بخش ۸
هوش مصنوعی: در این بخش از داستان، با توجه به یک نشست مهم، بهرام گرد به همراه بزرگان و سپهبد به گفتگو میپردازند. سپهبد از سرکشان میپرسد که آیا نشان از خویشان خود دارند و دستور میدهد که هرکس خویشی دارد، یکدل و هماهنگ با یکدیگر به فرمان او بیایند. در میان آن گفتگوها، شنوندگان به این نکته میرسند که بهرام، جنگآور کاربلدی است و از دشمنان میخواهد که آنها را نترسانند. فرستادهای با دل پر از راز میآید و پاسخ ایرانیان را میآورد که تا وقتی جنگ به صورت واقعی آغاز نشده، سعی خواهند کرد که پیروزی به دست آورند. در نهایت، لشکر به آمادهباش و روشن کردن آتش برای نشانهها مشغول میشوند.
وزین روی بنشست بهرام گردبزرگان برفتند با او وخرد
هوش مصنوعی: بهرام بر فراز این طرز نشسته است و بزرگان همراه او به سفر رفتند، همچنین افراد خردمند نیز با آنها هستند.
سپهبد بپرسید زان سرکشانکه آمد زخویشان شما را نشان
هوش مصنوعی: سپهبد از سرکردگان سرکشان پرسید که آیا نشانهای از شما در میان قوم خودتان هست؟
فرستید هرکس که دارید خویشکه باشند یکدل به گفتار وکیش
هوش مصنوعی: هر کسی را که به عنوان نزدیکان خود دارید، بفرستید تا همه با هم یکدل و همفکر باشند و در گفتار و عمل هماهنگ عمل کنند.
گریشان بیایند وفرمان کنندبه پیمان روان را گروگان کنند
هوش مصنوعی: بیایید و چون فرمان دهند، جان را به عنوان گروگان در اختیار بگیرند.
سپه ماند از بردع واردبیلاز ارمنیه نیز بیمرد وخیل
هوش مصنوعی: جنگجویان از سرزمینهای مختلف کنار هم جمع شدهاند، اما از ارمنستان نیروهای مردانگی و شجاعت کم است و تنها گروهی از سربازان باقی ماندهاند.
ازیشان برزم اندرون نیست باکچه مردان بردع چه یک مشت خاک
هوش مصنوعی: از وجود آنها درون من چیزی نیست که نگران باشم، چه اینکه مردان در جنگ و کارزار، در واقع فقط یک مشت خاک هستند.
شنیدند گردنکشان این سخنکه بهرام جنگ آور افگند بن
هوش مصنوعی: گردنکشها این سخن را شنیدند که بهرام، جنگجوی دلیر، شکست را بر دوش افکند.
زلشکر گزیدند مردی دبیرسخن گوی و داننده ویادگیر
هوش مصنوعی: از میان لشکر، مردی را برگزیدند که خطاطی خبره و سخنور قدرتمند بود و دانشی فراوان داشت.
بیامد گوی با دلی پر ز رازهمیبود پویان شب دیریاز
هوش مصنوعی: یک نفر با دلی پر از راز و اسرار آمد و همچنان در حال حرکت و جنب و جوش بود، مانند شبهای گذشته که دیرتر از همیشه میگذشت.
بگفت آنچ بشنید زان مهترانازان نامداران وکنداوران
هوش مصنوعی: او آنچه را که از بزرگان و نامداران شنیده، به زبان میآورد.
از ایرانیان پاسخ ایدون شنیدکه تا رزم لشکر نیاید پدید
هوش مصنوعی: از ایرانیان خبری رسید که تا زمانی که رزم لشکر ظاهر نشود، هیچ کاری نمیتوان کرد.
یکی مازخسرو نگردیم بازبترسیم کین کارگردد دراز
هوش مصنوعی: نترسیم و به خود اجازه ندهیم که دوباره تحت نظر کسی قرار بگیریم، چون ممکن است این وضعیت طولانی و سخت شود.
مباشید ایمن بران رزمگاهکه خسرو شبیخون کند با سپاه
هوش مصنوعی: مراقب باشید در میدان جنگ، چون ممکن است پادشاه با نیروهایش به شما حمله کند.
چو پاسخ شنید آن فرستاده مردسوی لشکر پهلوان شد چو گرد
هوش مصنوعی: پس از آنکه فرستاده پاسخ را شنید، مرد به سوی لشکر قهرمان حرکت کرد مانند گردی که به دور میچرخد.
همه لشکرآتش برافروختندبهر جای شمعی همیسوختند
هوش مصنوعی: همه لشکر آتش را روشن کردند و در هر گوشهای شمعی روشن شد.