بخش ۲۲
هوش مصنوعی: چوقیصر نامهای را خواند و پس از آن تصمیم گرفت که راز آن را فاش کند. او دستور داد تا وضعیت خسرو را بررسی کنند و گفت که اگر خسرو به جاودانگی دست یابد، شاد خواهد شد. وی اضافه کرد که هرکس بر «دون» (کسی که در جایگاه پایینتری قرار دارد) نرود، نوروزی نخواهد داشت. همچنین او باور داشت که اگر کسی بیمار شود، میتواند به درمان برسد و اگر پیروزگر باشد، همچون پدرش باید رفتار کند.
پس از شنیدن این دستور، در مورد ستارهشناسی صحبت کردند و در نهایت یکی از ستارهشناسان به قیصر گفت که بر اساس محاسبات، خسرو به زودی شاهی را از آن خود خواهد کرد. قیصر، پس از شنیدن این اخبار، تصمیم به فرستادن سپاه گرفت و گفت که باید به دور از رنج و آزار زندگی کنند و بر آنچه که بر سرشان خواهد آمد، فکر کنند.
چوقیصر نگه کرد و نامه بخواندز هر گونه اندیشه بر دل براند
هوش مصنوعی: قیصر (شاه) نگاهی انداخت و نامه را خواند و هر نوع فکری را از دلش دور کرد.
ازان پس بدستور پرمایه گفتکه این راز را بازخواه از نهفت
هوش مصنوعی: پس از این، با دستور شخص صاحب ظرفیت، گفت که این راز را از پنهان خارج کن و فاش ساز.
نگه کن خسرو بدین کار زارشود شاد اگر پیچد از روزگار
هوش مصنوعی: نگاه کن که خسرو، در این میدان مبارزه، خوشحال خواهد شد اگر روزگار به نفع او بپیچد.
گرای دون که گویی که پیروز نیستازان پس و را نیز نوروز نیست
هوش مصنوعی: اگر کسی بگوید که پیروزی حاصل نشده، پس باید بداند که زمان شادی و سرور هم به پایان رسیده است.
بمانیم تا سوی خاقان شودچو بیمار شد نزد درمان شود
هوش مصنوعی: بیایید بمانیم تا وقتی که به سلطنت برسیم، مانند یک بیمار که به دنبال درمان میگردد.
ور ای دون که پیروزگر باشد اویبشاهی بسان پدر باشد اوی
هوش مصنوعی: اگر کسی نیکوکار و پیروز باشد، در مقام شاهی مانند پدرش خواهد بود.
همان به کز ایدر شود با سپاهمگر کینه در دل ندارد نگاه
هوش مصنوعی: اگر از اینجا برود با سپاه، بهتر است که در دل خود کینهای نداشته باشد.
چو بشنید دستور دانا سخنبه فرمود تا زیجهای کهن
هوش مصنوعی: وقتی دانای حکیم سخنانش را شنید، دستور داد تا کتابهای قدیمی را آوردند.
ببردند مردان اخترشناسسخن راند تا ماند از شب سه پاس
هوش مصنوعی: مردان اخترشناس خواستههای خود را با هم در میان گذاشتند تا از شب سه بخش بگذرد.
سرانجام مرد ستاره شمربه قیصر چنین گفت کای تاجور
هوش مصنوعی: پس از مدتی، مردی که به ستاره شمر مشهور بود، به امپراتور قیصر گفت: ای پادشاه.
نگه کردم این زیجهای کهنکز اختر فلاطون فگندست بن
هوش مصنوعی: به این کتابهای قدیمی که درباره ستارهشناسی هستند نگاهی انداختم و متوجه شدم که اطلاعات به دست آمده از سیارات و ستارگان بسیار نادرست و بیاعتبار است.
نه بس دیر شاهی به خسرو رسدز شاهنشهی گردش نو رسد
هوش مصنوعی: در اینجا گفته میشود که رسیدن به مقام و بزرگی مثل شاهی، برای کسی که در موقعیت پایینتری است، ممکن است به سختی و دیر به وقوع بپیوندد. در واقع، موقعیت و خوشیهای زندگی، مانند چرخش زمان، به ناگاه تغییر میکنند و ممکن است خوشبختی یا موفقیت ناگهانی برای کسی که در انتظار آن است پیش بیاید.
برین گونه تا سال بر سی وهشتبرو گرد تیره نیارد گذشت
هوش مصنوعی: تا سال سی و هشت، بدین شکل میگذرد و مشکلات تیره به هیچ وجه عبور نخواهند کرد.
چوبشنید قیصر به دستور گفتکه بیرون شد این آرزوی از نهفت
هوش مصنوعی: قیصر شنید که به او گفتند، و دستور داد تا این آرزو از پنهان بیرون بیاید.
چه گوییم و این را چه پاسخ دهیمبیا تا برین رای فرخ نهیم
هوش مصنوعی: بیایید درباره این موضوع صحبت کنیم و تصمیم خوبی بگیریم.
گران مایه دستور گفت این سخنکه در آسمان اختر افگند بن
هوش مصنوعی: فرمانده ارزشمند این کلام را بیان کرده که در آسمان ستارهای درخشان قرار دارد.
به مردی و دانش کجا داشت کسجهان داورت باد فریاد رس
هوش مصنوعی: بزرگی و علم و دانش تو را هیچکس در جهان ندارد. ای داور! به فریاد رس.
چو خسرو سوی مرز خاقان شودورا یاد خواهد تن آسان شود
هوش مصنوعی: هنگامی که خسرو به سوی مرز خاقان حرکت کند، او را به یاد خواهد آورد و در این حالت او راحتتر خواهد شد.
چولشکر ز جای دگر سازد اویز کین تو هرگز نپردازد اوی
هوش مصنوعی: چولشکر از مکان دیگری حرکت میکند، اما او هرگز از کینه تو دور نخواهد شد.
نگه کن کنون تو که داناتریبدین آرزوها تواناتری
هوش مصنوعی: حالا به اطرافت نگاه کن و ببین که چه کسی آگاهتر و توانمندتر در تحقق آرزوهاست.
چنین گفت قیصر که اکنون سپاهفرستیم ناچار با پیل وگاه
هوش مصنوعی: قیصر بیان کرد که اکنون لازم است که سپاه را به میدان بفرستیم، و برای این کار باید از فیلها استفاده کنیم.
سخن چند گویم همان به که گنجکنم خوار تا دور مانم ز رنج
هوش مصنوعی: بهتر است که کم حرف بزنم و به جای آن گنجینهام را بیارزش کنم تا از رنج و درد دور بمانم.