بخش ۲۳
هوش مصنوعی: در این متن، شخصی نامهای به قیصر مینویسد و در آن از شرایط دشوار و مشکلاتی که بین دو کشور ایران و روم وجود دارد، میگوید. او تأکید میکند که باید میان دو کشور قرارداد مبتنی بر برادری و همکاری برقرار شود تا کینهها و دشمنیها را کنار بگذارند. نویسنده به یادآوری تاریخ پرداخته و نشان میدهد که گذشتهها باید فراموش شوند و به سمت ایجاد صلح حرکت کنند. او همچنین به حکومت خوب و عادلتمحور دریافته و بیان میکند که اگر دلها صاف و نیتها خالص باشد، میتوانند از مشکلات کنونی گذر کنند. در نهایت، او از قیصر خواسته تا با او به خوبی و درستکاری رفتار کند و نامه را با مهر و امضاء خود پایان میدهد.
هم آنگه یکی نامه بنوشت زودبران آفرین آفرین بر فزود
هوش مصنوعی: او به سرعت نامهای نوشت و بر نعمتهای بیشتری که به او عطا شده بود، تحسین کرد.
که با موبد یکدل و پاک رایزدیم از بد و نیک ناباک رای
هوش مصنوعی: ما با موبد که دلش پاک و اندیشهاش درست بود، در مورد خوبیها و بدیها صحبت کردیم و از نظر ناپاک دوری جستیم.
ز هرگونهای داستانها زدیمبران رای پیشینه باز آمدیم
هوش مصنوعی: ما از هر نوعی داستانها گفتهایم و بر اساس نظرهای گذشته به اینجا بازگشتهایم.
کنون رای و گفتارها شد ببنگشادم در گنجهای کهن
هوش مصنوعی: اکنون نظرها و سخنان ما روشن شده و در گنجینههای قدیم را باز کردهام.
به قسطنیه در فراوان سپاهندارم که دارند کشور نگاه
هوش مصنوعی: در قسطنطنیه، من سپاهی زیاد ندارم، اما کسانی هستند که از کشور دفاع میکنند.
سخنها ز هرگونه آراستیمز هر کشوری لشکری خواستیم
هوش مصنوعی: ما از هر نوع سخن زیبا و دلنشینی آماده کردهایم و از هر سرزمینی نیرویی جمعآوری کردهایم.
یکایک چوآیند هم در زمانفرستیم نزدیک تو بی گمان
هوش مصنوعی: هر یک از آنها به نوبت در زمان مشخصی نزد تو میآیند، بدون شک.
همه مولش و رای چندین زدنبرین نیشتر کام شیر آژدن
هوش مصنوعی: همه در این دنیای دچار مشکلات و چالشها هستند و برای دستیابی به لذت و شادی، باید با انگیزه و تلاش بیشتری پیش رفت.
ازان بد که کردارهای کهنهمی یاد کرد آنک داند سخن
هوش مصنوعی: از بدیهایی که در گذشته بوده، یاد میکند کسی که به حقیقت و سخن آگاه است.
که هنگام شاپور شاه اردشیردل مرد برناشد از رنج سیر
هوش مصنوعی: در زمان شاپور، پادشاه اردشیر، جوانان تحت فشار و رنجهای زندگی قرار گرفتند و دلشان از این وضعیت به تنگ آمد.
ز بس غارت و کشتن و تاختنبه بیداد برکینها ساختن
هوش مصنوعی: به خاطر زورگویی و خشونتهای فراوان، مردم به شدت آسیب دیده و نابود شدهاند.
کزو بگذری هرمز و کی قبادکه از داد یزدان نکردند یاد
هوش مصنوعی: هرمزد و کی قباد را فراموش کردی، در حالی که یاد خداوند و داد و انصاف او را به جا نیاوردند.
نیای تو آن شاه نوشین روانکه از داد او پیر سر شد جوان
هوش مصنوعی: پد grandfather تو همان شاهی است که روحش شیرین و خوش است و به خاطر بخشش و عدل او، حتی افراد سالخورده هم جوان و شاداب میشوند.
همه روم ازو شد سراسر خرابچناچون که ایران ز افراسیاب
هوش مصنوعی: تمام سرزمین روم به خاطر او ویران شده است، مانند اینکه ایران به خاطر افراسیاب ویران شده بود.
ازین مرز ما سی و نه شارستاناز ایرانیان شد همه خارستان
هوش مصنوعی: در اینجا اشاره شده که از سرزمین ما، سی و نه منطقه که متعلق به ایرانیان است، به وضعیتی تلخ و نامناسب تبدیل شدهاند.
ز خون سران دشت شد آبگیرزن و کودکانشان ببردند اسیر
هوش مصنوعی: در نتیجه خونریزی و کشته شدن فرماندهان در میدان جنگ، زمین به جمعآوری آب تبدیل شد و زنان و کودکان آنها را به اسارت بردند.
اگر مرد رومی به دل کین گرفتنباید که آید تو را آن شگفت
هوش مصنوعی: اگر مرد رومی در دلش کینهای داشته باشد، نباید از او شگفتزده شوی.
خود آزردنی نیست در دین مامبادا بدی کردن آیین ما
هوش مصنوعی: در دین ما نباید خود را آزار دهیم و به دیگران هم آسیب نرسانیم. انجام کارهای ناپسند با اصول ما سازگاری ندارد.
ندیدیم چیزی به از راستیهمان دوری از کژی و کاستی
هوش مصنوعی: ما هیچ چیزی را بهتر از راستی ندیدهایم، چون دوری از نادرستی و کاستی، بهترین حالت است.
ستمدیدگان را همه خواندموزین در فراوان سخن راندم
هوش مصنوعی: همه کسانی را که در سختی و درد هستند، به صدای بلند صدا زدم و در مورد این موضوع بسیار صحبت کردم.
به افسون دل مردمان پاک شدهمه زهر گیرنده تریاک شد
هوش مصنوعی: به لطف جادو و سحری که در دل مردم وجود دارد، همه زهرها و تلخیها به راحتی از بین میرود و به نوعی خاصیت تریاک تبدیل میشود که به زندگی شیرینی میبخشند.
بدان برنهادم کزین درسخننگوید کس از روزگار کهن
هوش مصنوعی: بدان که من فهمیدم هیچکس از زمانهای قدیم درباره این سخن چیزی نخواهد گفت.
به چیزی که گویی تو فرمان کنمروان را به پیمان گروگان کنم
هوش مصنوعی: به چیزی که تو بگویی، من آمادهام تا روان خود را به عنوان ضمانت در اختیار تو قرار دهم.
شما را زبان داد باید همانکه بر ما نباشد کسی بدگمان
هوش مصنوعی: شما را زبان دادند تا هیچکس دربارهتان بدگمانی نداشته باشد.
بگویی که تا من بوم شهریارنگیرم چنین رنجها سست وخوار
هوش مصنوعی: اگر بگویی که تا وقتی سلطنت را به دست نیاورم، به این اندازه رنجها و مشکلات را کمارزش و بیفایده میدانم، من چنین چیزی را قبول نمیکنم.
نخواهم من از رومیان باژ نیزنه بفروشم این رنجها را بچیز
هوش مصنوعی: من از رومیان هیچ چیزی نمیخواهم و این زحمات را هم به هیچ چیز دیگری تبدیل نمیکنم.
دگر هرچ دارید زان مرز و بوماز ایران کسی نسپرد مرز روم
هوش مصنوعی: هر چیزی که از سرزمین و سرحدات خود دارید، کسی در ایران به سرحدات روم نخواهد سپرد.
بدین آرزو نیز بیشی کنیدبسازید با ما و خویشی کنید
هوش مصنوعی: به این آرزو دیگر فراتر نروید، با ما همراه شوید و نزدیکی و دوستی برقرار کنید.
شما را هر آنگه که کاری بودوگر ناسزا کارزاری بود
هوش مصنوعی: هر وقت که نیاز به کاری داشتید و یا کار به مشاجره و سخن تند کشیده شد، شما باید آماده باشید.
همه دوستدار و برادر شویمبود نیز گاهی که کهتر شویم
هوش مصنوعی: بیایید همه با هم دوست و همدل باشیم، حتی زمانی که احساس کنیم از دیگران پایینتر هستیم یا کمتر اهمیت داریم.
چو گردید زین شهر ما بینیازبه دلتان همه کینه آید فراز
هوش مصنوعی: وقتی که از این شهر به نعمت و رفاه رسیدیم، در دل همه کینه و حسادت بوجود میآید.
ز تور و ز سلم اندر آمد سخنازان بیهوده روزگار کهن
هوش مصنوعی: سخن از سرنوشت و روزگار گذشته میگوید که در آن دوران، حرفهای بیفایده و بیمعنا مطرح بوده است.
یکی عهد باید کنون استوارسزاوار مهری برو یادگار
هوش مصنوعی: اکنون باید عهدی محکم و استوار ببندی که شایسته محبت است و به یادگار بماند.
کزین باره از کین ایرج سخننرانیم و از روزگار کهن
هوش مصنوعی: ما از کینهای که نسبت به ایرج وجود دارد، سخن نمیگوییم و به زمانهای گذشته اشاره نمیکنیم.
ازین پس یکی باشد ایران و رومجدایی نجوییم زین مرز و بوم
هوش مصنوعی: از این به بعد، ایران و روم یکسان خواهند بود و ما نمیخواهیم دیگر از این مرز و سرزمین جدا باشیم.
پس پردهٔ ما یکی دخترستکه از مهتران برخرد بهترست
هوش مصنوعی: در پشت پرده، ما دختری داریم که از همه بزرگان و برتران بهتر و باهوشتر است.
بخواهید بر پاکی دین ماچنانچون بود رسم و آیین ما
هوش مصنوعی: از شما درخواست میشود که دین ما را در پاکی و صداقت حفظ کنید، همانطور که سنت و روش ما است.
بدان تا چو فرزند قیصر نژادبود کین ایرج نیارد بیاد
هوش مصنوعی: بدان که اگر همچون فرزند قیصر باشی، هرگز ایرج به یاد تو نخواهد آمد.
از آشوب وز جنگ روی زمینبیاساید و راه جوید بدین
هوش مصنوعی: از هرگونه آشفتگی و جنگ در دنیا کاسته شده و آرامش و صلح برقرار گردد و انسانها به دنبال راهی برای زندگی بهتر برآیند.
کنون چون بچشم خرد بنگریمراین را به جز راستی نشمری
هوش مصنوعی: اکنون وقتی با چشم عقل بنگری، جز حقیقت چیزی از این موضوع نمییابی.
بماند ز پیوند پیمان ماز یزدان چنین است فرمان ما
هوش مصنوعی: ما از نظر پیمان و ارتباطی که با هم داریم، به دستورات یزدان احترام میگذاریم و بر طبق آن عمل میکنیم.
ز هنگام پیروز تا خوشنوازهمانا که بگذشت سال دراز
هوش مصنوعی: از زمانی که پیروزی و لذت به دست آمد، بدان که سالهای طولانی گذشته است.
که سرها بدادند هر دو ببادجهاندار پیمان شکن خود مباد
هوش مصنوعی: هر دو طرف به خاطر پیمان شکنی، سرهایشان را قربانی کردند و امیدوارند که هیچ کدام از طرفین به پیمان خود خیانت نکند.
مسیح پیمبر چنین کرد یادکه پیچد خرد چون به پیچی زداد
هوش مصنوعی: ایمان و عقل در کارها به خوبی باید به هم پیوسته شوند؛ چرا که در پیچیدگیهای زندگی، انسانها باید از خرد و دانش خود بهره ببرند تا درست عمل کنند. مسیح، به عنوان پیامبر، به ما یاد میدهد که چگونه در شرایط دشوار از عقل خود استفاده کنیم و به خوبی پیش برویم.
بسی چاره کرد اندران خوشنوازکه پیروز را سر نیاید به گاز
هوش مصنوعی: بسیاری تلاش کردند تا مشکلات را حل کنند، اما برنده نمیتواند به سادگی از خطرات عبور کند.
چو پیروز با او درشتی نمودبدید اندران جایگه تیره دود
هوش مصنوعی: وقتی که پیروز با او بدرفتاری کرد، در آن مکان تا حدی متوجه شد که وضعیت به شدت تیره و تار است.
شد آن لشکر و تخت شاهی ببادبپیچد و شد شاه را سر زداد
هوش مصنوعی: لشکر و قدرت شاهی به باد رفت و سر شاه به زمین افتاد.
تو برنایی و نوز نادیده کارچو خواهی که بر یابی از روزگار
هوش مصنوعی: تو از مهارت و زیبایی خاصی برخورداری و هر کاری که بخواهی میتوانی انجام دهی، به شرطی که بخواهی از زندگی بهرهمند شوی.
مکن یاری مرد پیمان شکنکه پیمان شکن کس نیرزد کفن
هوش مصنوعی: به کسانی که به عهد و پیمان خود وفا نمیکنند، کمک نکنید؛ زیرا این افراد به هیچ عنوان ارزش همراهی و حمایت را ندارند.
بدان شاه نفرین کند تاج و گاهکه پیمان شکن باشد و کینه خواه
هوش مصنوعی: بدان که وقتی فرمانروا پیمان خود را میشکند و به دشمنی میپردازد، تاج و تخت او مورد نفرین قرار میگیرد.
کنون نامهٔ من سراسر بخوانگر انگشتها چرب داری مخوان
هوش مصنوعی: اکنون نامهٔ من را به دقت بخوان، اگر دستهایت چرب است، بهتر است آن را نخوانی.
سخنها نگه دار و پاسخ نویسهمه خوبی اندیش و فرخ نویس
هوش مصنوعی: سخنان را نگهدار و پاسخها را بنویس، زیرا همه چیزهایی که فکر را نیکو میسازند و خوشبختی را به ارمغان میآورند.
نخواهم که این راز داند دبیرتو باشی نویسندهٔ تیزویر
هوش مصنوعی: نمیخواهم که کسی جز تو از این راز باخبر باشد، تو که نویسندهای چالاک و زیرک هستی.
چو برخوانم این پاسخ نامه راببینم دل مرد خود کامه را
هوش مصنوعی: وقتی این نامه را میخوانم، احساس میکنم که دل مردی که خواستههای خود را به دست آورده، چه حالتی دارد.
همانا سلیح و سپاه و درمفرستیم تا دل نداری دژم
هوش مصنوعی: ما با لشکر و سلاح و مال میآییم تا دل بیرحمت تو را نرم کنیم.
هرآنکس که برتو گرامی ترستوگر نزد تو نیز نامی ترست
هوش مصنوعی: هر کسی که برای تو ارزش بیشتری قائل است و حتی اگر در نظرت هم مشهورتر باشد، باید بدان که او در اصل نزد تو اهمیت بیشتری دارد.
ابا آنک زو کینه داری به دلبه مردی ز دل کینهها برگسل
هوش مصنوعی: اگر به کسی کینه داری، به شجاعت از دل خود کینهها را دور کن و رها کن.
گناهش بیزدان دارنده بخشمکن روز بر دشمن و دوست دخش
هوش مصنوعی: هرگز به خاطر گناه کسی، او را از لطف و بخشش خداوند محروم نکن و در روز روشن، نه به دشمن و نه به دوست آسیب نرسان.
چو خواهی که داردت پیروزبختجهاندار و با لشکر و تاج و تخت
هوش مصنوعی: اگر میخواهی که در زندگی موفق و پیروز باشی، باید به سراغ قدرت و عظمت بروی و از امکانات و منابعی که در اختیارت است بهره ببری.
زچیزکسان دست کوتاه دارروان را سوی راستی راه دار
هوش مصنوعی: از چیزهای دیگران دوری کن و دستت را کوتاه نگهدار. روانت را به سمت حقیقت هدایت کن.
چو عنوان آن نامه برگشت خشکبرو برنهادند مهری زمشک
هوش مصنوعی: وقتی که عنوان آن نامه را برگرداندند، مهر آن را از مشک بر روی برگش گذاشتند.
بران مهر بنهاد قیصر نگینفرستاده را داد وکرد آفرین
هوش مصنوعی: قیصر مهر و نشان خود را بر روی انگشتری قرار داد و آن را به فرستاده تقدیم کرد و به او تبریک گفت.