بخش ۴۵
هوش مصنوعی: در این متن، نامور (شاه) به چشمهای روشن میرسد و در آنجا با دوستانش صحبت میکند. او از آهنگ رفتن به سوی ایران و مشکلاتی که ممکن است در راه پیش بیاید، هشدار میدهد. پس از آنکه خورشید طلوع میکند، نامور از دید میرود و دوستانش دچار غم و اندوه میشوند. آنها با دلی تنگ و خروشان به چشمه بازمیگردند و یاد خسرو را گرامی میدارند. فریبرز به یاد سخنان شاه به دوستانش میگوید که باید از این چشمه بهرهبرداری کنند و شب را در آنجا بگذرانند. آنها دربارهٔ بزرگ منشی و هنر نامور صحبت میکنند و این که هرگز نظیر او را در دنیا نخواهند دید. در نهایت، آنها به فضائل و دلاوریهای او اشاره میکنند و غم از دست دادن او را ابراز میدارند.
چو بهری ز تیره شب اندر چمیدکی نامور پیش چشمه رسید
هوش مصنوعی: زمانی که روز به آخر میرسد و شب به آرامی فرا میرسد، شخصیت معروفی به کنار چشمهای میرسد.
بر آن آب روشن سر و تن بِشُستهمی خواند اندر نهان زَند و اَُست
هوش مصنوعی: او در هنگام غسل کردن و ریختن آب بر سر و بدن، در دلش برای آخرین بار بندهای زند وَهَمَن یَسَن و اَوستا را زمزه می کرد
چنین گفت با نامور بخردانکه باشید پدرود تا جاودان
هوش مصنوعی: او به شخصیتهای برجسته و خردمند گفت که تا ابد از آنها خداحافظی میکند.
کنون چون برآرد سنان آفتابمبینید دیگر مرا جز به خواب
هوش مصنوعی: حالا که خورشید روشن بالا میآید، دیگر مرا فقط در خواب میبینید.
شما بازگردید ز این ریگ خشکمباشید اگر بارد از ابر مشک
هوش مصنوعی: اگر در این زمین خشک بمانید، بازگردید و نروید؛ زیرا هنگامی که باران رحمت از آسمان نازل شود، زندگی و سرسبزی به این جا خواهد آمد.
ز کوه اندر آید یکی باد سختکجا بشکند شاخ و برگ درخت
هوش مصنوعی: از کوه باد تندی میوزد که میتواند شاخ و برگ درختان را بشکند.
ببارد بسی برف ز ابر سیاهشما سوی ایران نیابید راه
هوش مصنوعی: برفهای زیادی از ابرهای تیره باریده خواهد شد، اما شما به هیچ وجه راهی به سمت ایران پیدا نخواهید کرد.
سر مهتران زآن سخن شد گرانبخفتند با درد کنداواران
هوش مصنوعی: سخن گفتن دربارهی آن موضوع برای سروران سنگین و دشوار بود و آنها با ناراحتی و غم به خواب رفتند.
چو از کوه خورشید سر برکشیدز چشم مهان شاه شد ناپدید
هوش مصنوعی: وقتی که خورشید از پشت کوه نمایان شد، چهره ی تابناک آن چون ماه درخشید و به طوری ناگهان، از نظرها ناپدید شد.
ببودند ز آن جایگه شاهجویبه ریگ بیابان نهادند روی
هوش مصنوعی: از آن مکان که پادشاهان بودند، تغییر مکان داده و به سمت بیابان و شنها رفتند.
ز خسرو ندیدند جایی نشانز ره بازگشتند چون بیهشان
هوش مصنوعی: از خسرو نشانی پیدا نشد و مانند بیهشان از راه برگشتند.
همه تنگدل گشته و تافتهسپرده زمین شاه نایافته
هوش مصنوعی: همه مردم دچار تنگنظری و سختگیری شدهاند و زمین به خاطر رفتارشان به حالتی نامناسب درآمده است، اما هیچکس به راه درست و عادلانهای نرسیده است.
خروشان بدان چشمه بازآمدندپر از غم دل و با گداز آمدند
هوش مصنوعی: آنها با دلهای غمگین و پر از ناراحتی به سمت چشمهای خروشان بازگشتند.
بر آن آب هر کس که آمد فرودهمی داد شاه جهان را درود
هوش مصنوعی: هر کسی که به آن آب نزدیک میشود، برای او همواره دعای خیر و سلامتی از جانب شاه جهانیان فرستاده میشود.
فریبرز گفت آنچه خسرو بگفتکه با جان پاکش خرد باد جفت
هوش مصنوعی: فریبرز گفت آنچه خسرو بیان کرد، زیرا بر این باور بود که ذهن پاک او، همراه با خرد و دانش است.
چو آسوده باشیم و چیزی خوریمیک امشب از این چشمه برنگذریم
هوش مصنوعی: امشب ما در آرامش هستیم و از زندگی لذت میبریم، بیخود از این لحظه گذر نخواهیم کرد.
زمین گرم و نرم است و روشن هوابدین رنجگی نیست رفتن روا
هوش مصنوعی: زمین نرم و گرمی دارد و هوا روشن است، بنابراین بیرون رفتن و قدم زدن به هیچ وجه نگرانکننده نیست.
بر آن چشمه یکسر فرود آمدندز خسرو بسی داستانها زدند
هوش مصنوعی: آنها به کنار آن چشمه آمدند و از زندگی خسرو داستانهای زیادی نقل کردند.
که چونین شگفتی نبیند کسیوگر در زمانه بماند بسی
هوش مصنوعی: کسی نمیتواند چنین شگفتیهایی را مشاهده کند، مگر آنکه در این دنیا مدتی طولانی بماند.
کز این رفتن شاه نادیدهایمز گردنکشان نیز نشنیدهایم
هوش مصنوعی: به خاطر این که شاه رفته، ما از افرادی که گردنکش و سرکش هستند، هیچ خبر یا اطلاعی نداریم و به نوعی از آنها دور هستیم.
دریغ آن بلند اختر و رای اوبزرگی و دیدار و بالای او
هوش مصنوعی: ای کاش که آن ستاره درخشان و نظر بلند او، به بزرگی و دیدار و عظمتش باز میگشت.
خردمند از این کار خندان شودکه زنده کسی پیش یزدان شود
هوش مصنوعی: عاقل و دانا از این کار خوشحال میشود که کسی در پیشگاه خداوند زنده و حاضر شود.
که داند به گیتی که او را چه بودچه گوییم و گوش که یارد شنود
هوش مصنوعی: کیست که بداند در این دنیا چه بر او میگذرد؟ چه بگوییم و چه کسی میتواند این را بشنود؟
بدان نامداران چنین گفت گیوکه هرگز چنین نشنود گوش نیو
هوش مصنوعی: گیو به نامداران میگوید که هرگز چیزی شبیه این، نشنیدهاند و گوش انسان قادر به شنیدنش نیست.
به مردی و بخشش به داد و هنربه دیدار و بالا و فر و گهر
هوش مصنوعی: این بیت به توصیف ویژگیها و فضائل انسانی میپردازد. میگوید که مردی و بخشش از صفات admirable است، و هنری که در ملاقات و ارتباط با دیگران به نمایش گذاشته میشود، نشاندهندهی منزلت و ارزش انسانی فرد میباشد. به طور کلی، این ویژگیها به بالا بردن جایگاه اجتماعی و افتخار شخص کمک میکند.
به رزم اندرون پیل بد با سپاهبه بزم اندرون ماه بد با کلاه
هوش مصنوعی: در میدان جنگ، فیل قوی و ترسناک با ارتش حضور دارد و در میهمانی، ماه زیبا و خوشقد و قامتی با کلاه خودنمایی میکند.