غزل شمارهٔ ۱۸۴
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر اراده و تصمیم شاعر برای تأثیرگذاری بر جهان است. او با روحی آزاد و بدون نگرانی از عواقب، میخواهد عشق و صفا را در روابطش پخش کند و با خیالی روشن و خوشرو، بر دوستانش مهر و محبت بزند. شاعر عزلت را کنار گذاشته و مصمم است تا با نشاط و همت، به زندگی و اطرافش معنا بدهد. در نهایت، او میخواهد زندگیاش را با سرزندگی و نشاط پر کند و با لبخند به دیگران نزدیک شود.
لاابالی وار، دستی بر جهان خواهم فشاندهرچه دامن گیردم دامن، بر آن خواهم فشاند
هوش مصنوعی: به طور بیپروا و آزاد، دستم را بر روی دنیا میزنم و هر چیزی که دامنم را بگیرد، بر آن میافشانم.
دامن آخر زمان دارد غبار حادثهآستین بر دامن آخر زمان خواهم فشاند
هوش مصنوعی: در پایان زمان، غبارها و مشکلاتی که پیش میآید را بر دامن زمان میریزم و از این همه حوادث شگرف و ناگوار آگاهی دارم.
از سر صدق و صفا، چون صبح خواهم زد نفسوندران دم بر هوای دوست، جان خواهم فشاند
هوش مصنوعی: از روی صداقت و پاکی، وقتی صبح فرا میرسد، با نفسی عمیق که به یاد دوست میزنم، جانم را فدای او خواهم کرد.
پای عزلت بر سر کون و مکان خواهم نهاددست همت بر رخ جان و جهان خواهم فشاند
هوش مصنوعی: میخواهم در گوشهنشینی و دور از دنیا زندگی کنم و در عین حال تمام تلاش خود را برای بهبود و روشنایی در زندگی و جهان به کار ببرم.
همچو گل برگی که حاصل کردهام در عمر خویشبا رخ خندان و خوش، بر دوستان خواهم فشاند
هوش مصنوعی: من مانند گلی هستم که در طول زندگیام ثمرهای به دست آوردهام و با چهرهای شاد و مسرور، آن را به دوستانم تقدیم خواهم کرد.