قطعه شمارهٔ ۲۹
هوش مصنوعی: این متن شعری است که به ستایش یک شاه اشاره دارد و بیانگر حالاتی از درد و رنج شاعر است. شاعر میگوید که مدح و ثنای او فراتر از آن چیزی است که در دل و دفتر نوشته شده و نمیخواهد به طور مفصل درباره حالش صحبت کند. او از دردی شکایت دارد که باعث شده به زانو بیفتد و نتواند به حضور شاه برسد. این دردها و مشقات از او مانع حضور در درگاه شاه شده و از طرفی، نشاندهنده وابستگی و ارادتش به شاه است.
شاها یقین که مدح و ثنای تو برترست زانها که در سواد دل و دفتر آمده است
هوش مصنوعی: ای شاه، بدون شک ستایش و نیکو نامی تو از تمام آنچه در کتابها و دلها آمده است، برتر و والاتر است.
شاها بیان حال مفصل نمیکنم درد مفاصل است که گردم برآمدست
هوش مصنوعی: ای پادشاه، حال و احوالم را به طور کامل توضیح نمیدهم، زیرا دردی که دارم مانند دردی است که در مفاصل احساس میشود و باعث زحمت من شده است.
از درد جامهای که به زانو همی رسد زین جامه خانه بهره من چاکر بر آمدست
هوش مصنوعی: از درد لباس که به زانو میرسد، باید بگویم که از این لباس، اینجا در خانه، من مانند شخصی که خدمتکار است، رنج میکشم.
درد دل و جفای جهانم نبود بس کم درد پای نیز کنون بر سر آمدست
هوش مصنوعی: دلخوشی و زحمتهای دنیا دیگر برایم کافی نیست و اکنون درد پایم نیز به مشکلاتم افزوده شده است.
حالم ز من مپرس که بهر عرض حال برخاسته است درد و به زانو درآمدست
هوش مصنوعی: حالم را از من نپرس، چون دردی که دارم باعث شده است که به زانو بیفتم و برای بیان حال خود هیچ توانی ندارم.
این بوده است مانع اگر زانکه چند روز سلمان به آستان شما کمتر آمدست
هوش مصنوعی: اگر سلمان چند روز کمتر به درگاه شما آمده، این دلیل بر آن نیست که مانعی در کار بوده است.