قطعه شمارهٔ ۱۱۴
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به وزیر شکایت میکند و از او میخواهد که به حال مردم توجه کند. او از زندگی سخت مردم در زمان حکومت وزیر صحبت میکند و میگوید که در دوره او، کسی جز غم و قرض نصیبش نشده است. شاعر از وزیر میخواهد که به مسئولیتهایش توجه کند تا مردم از سختیها رنج نبرند.
ای وزیری که ملک جاه تو راستاز سماوات و ارض افزون عرض
هوش مصنوعی: ای وزیری که مقام تو از عرش و فرش بالاتر است، برتری و جاه تو در زمین و آسمان بینظیر است.
از زمانه شکایتی دارمبر ضمیر تو کرد خواهی عرض
هوش مصنوعی: من از روزگار شکایتی دارم و میخواهم به تو بگویم که درونت را در این مورد باز کنی.
چون روا باشد ای خلاصه عمرکی سزا باشد ای خلیفه ارض
هوش مصنوعی: هرگاه زندگی به نیکی بگذرد، آیا سزاوار است که کسی به عنوان رهبر زمین باشد؟
که در ایام دولت تو کسیکه دعای تو باشد او را فرض
هوش مصنوعی: در ایام خوشی و موفقیت تو، هر کس که برای تو دعا کند، باید به او احترام بگذاری و او را در نظر بگیری.
نخورد هیچ چیز الا غمنکند هیچ کار الا قرض
هوش مصنوعی: هیچ چیزی جز غم نمیخورد و هیچ کاری نمیکند جز طلب قرض.