تناجی
سلمان ساوجی

رباعی شمارهٔ ۸

درد آمد و گرد من ز هر سو بنشست گه بر سرو چشم و گاه بر رو بنشست
چون دولت کار او به پایان برسید آمد به ادب به هر دو زانو بنشست