بخش ۱۱ - قطعه
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف آغاز خلقت و جایگاه سلطان در جهان میپردازد. در سحرگاه آغازین، نور و سایه به وجود آمدند و قضا به وجود آنها دستور داد. سقف سلطنتی که سایه خداوند بر زمین است، از هر چیز دیگری بالاتر قرار دارد. در ادامه، فلک به کمان قد خود تشبیه میشود و از او خواسته میشود پایین بیاید، زیرا سایه سلطنت در اینجا قرار دارد. فلک میگوید که او چشم جهان است و به همین دلیل در جای خود ایستاده است. این شعر به رابطه میان خداوند و سلطنت اشاره دارد و نشان میدهد که سلطنت برتردن از هر چیز دیگری است.
سحرگاه ازل کز پرده عرضقضا میداد نور و سایه را عرض
هوش مصنوعی: در صبحگاه نخستین، که نور و سایه از دنیای سرنوشت به نمایش گذاشته میشد.
قدر بنوشت بر اطراف چترشکه السلطان ضل الله فی الارض
هوش مصنوعی: نوشته شده بود که این شخص، حاکم خداوند روی زمین است و این جمله به دور چتر او قرار داشت.
خرد گرد فلک چندان که گردیدکسی بالاتر از چترش نمیدید
هوش مصنوعی: در این دنیا، هرچقدر که انسانها در زندگی و تجربههای خود پیشرفت کنند، باز هم نمیتوانند فراتر از محدودیتها و چتر حمایت خود را مشاهده کنند.
فلک را گفت بردی ای کمان قدچو ابروی بتان پیشانی از حد
هوش مصنوعی: آسمان را خطاب کرده و میگوید که ای کمان باریک و بلند که مانند ابروی معشوقان است، تو را به جایی بردند که از حد و مرز خود فراتر رفتهای.
تنزل کن ز جای خویش زیراکه ضل چتر سلطانیت اینجا
هوش مصنوعی: از مقام و جایگاه خود پایین بیا، زیرا سایه و نفوذ سلطنت تو در اینجا وجود ندارد.
چرا بالا نشستی گفت از آن روکه او چشم جهانست و من ابرو
هوش مصنوعی: چرا بر افراشتهای؟ پاسخ داد: به این دلیل که او به نوعی چشمنگاه جهان است و من تنها یک ابرو.