شمارهٔ ۱۲ - شب من
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از غم و نالههای خود در شب میگوید. او بیدار است و دلش از دوری محبوبش در عذابی شدید به سر میبرد. ستارهها شاهد حال او هستند اما هیچ خوشی در زندگیاش وجود ندارد. او آرزویی جز وصال یار ندارد و میگوید شب به مانند گواهی برای دلش عذابآور است. در نهایت، او از دوری محبوبش و ناکامی در دیدار با او ابراز ناتوانی و اندوه میکند.
بشب نخفته چشم کس ز ناله زارمکه تا سحر چو مرغ شب فغان بود کارم
هوش مصنوعی: در شب هیچکس خوابش نمیبرد به خاطر نالههای من، زیرا تا سپیدهدم مانند پرندهی شب ناله و فریاد میکنم.
ستاره در حیرت ز چشم بیدارمکه بی رخ یارم
هوش مصنوعی: ستارهها به خاطر چشمان بیدار من در حیرت هستند، زیرا من بدون دیدن چهره محبوبم به این حال و روز افتادهام.
ز دیده تا سپیده دم ستاره میبارم ستاره میبارم
هوش مصنوعی: از چشمانم تا صبحگاه، اشکهایی مثل ستاره میریزم.
جان از زاری دل، وز بیماری دل، آمد بر لب مندارم تیره شبی، هر دم تاب و تبی، فریاد از شب من
هوش مصنوعی: دل من پر از غم و درد است و به خاطر این وضعیت، جانم به لبم رسیده است. در این شب تاریک و تلخ، هر لحظه در حال ناله و فریادم.
کجا بود یار من، دلدار من، که از غم روی او، چون موی او، شبی سیه دارم
هوش مصنوعی: کجاست یار من، عشق من، که به خاطر غم چهرهاش، مثل موهایش، شبی تاریک و غمگین دارم؟
لب و رخی چون برگ به رنگ و بو داردبلای جان و دل بود لبی که او دارد
هوش مصنوعی: چهره و لب او مانند برگ است که زیبا و خوشبو هستند، اما لبی که او دارد میتواند جان و دل را به خطر بیندازد.
ز من چه میپرسی که در جهان باریچه آرزو داری
هوش مصنوعی: از من چه میپرسی که در این دنیا چه آرزویی داری؟
دلی که مست او بودچه آرزو دارد چه آرزو دارد
هوش مصنوعی: دل عاشق که در عشق او غرق شده، هیچ آرزویی جز وصال و نزدیکی به معشوق ندارد.
شب چون شاهد ماه، بر این بام سیاه، سازد جلوه گریمن دور از مه خویش، نالم از دل ریش، چون مرغ سحری
هوش مصنوعی: در شب که مانند معشوقهای روشن و زیباست، من در این بام تاریک خود را به نمایش میگذارم و از دوری از محبوبم ناله میزنم. دل شکستهام چون پرندهای در صبح زود، ناله میکند.
چو بهره از صحبت آن ماهم نیست، ز سیر مه حاصلی جز آهم نیستشبی سیه دارم
هوش مصنوعی: وقتی که از همراهی آن ماه زیبا بهرهای ندارم، تنها چیزی که از تماشای او به دست میآورم، فقط آه و اندوه است. امشب را در تاریکی میگذرانم.