شمارهٔ ۱۶ - یار رمیده
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به محبوب خود شکایت میکند که چرا به او جفا کرده و دامن خود را از او کشیده است. او از رنج و درد ناشی از بیوفایی معشوق سخن میگوید و میگوید که حتی با وجود عشق عمیقش، هیچ نشانهای از محبت و توجه از سوی محبوبش دریافت نکرده است. شاعر در نهایت به ندامت و افسوس میرسد و از اینکه به محبوبش وفا کرده، اما او به عهدش پشت کرده، ابراز پشیمانی میکند. در این شعر، احساسات عمیق عاشقانه و درد ناشی از خیانت و جدایی به وضوح بیان شده است.
ز ما ای گل چه دیدی؟که دامن در کشیدی
هوش مصنوعی: ای گل، تو از ما چه چیز دیدهای که از کنار ما رفتهای و دامن خود را بالا کشیدهای؟
جفا کردی، بخشیدموفا کردم، رنجیدی
هوش مصنوعی: تو به من آسیب زدی، اما من بخشیدمت. من به تو وفا کردم، اما تو از من آزرده شدی.
عتاب تو، بشنیدمفغان من، نشنیدی
هوش مصنوعی: تنبیه و سرزنش تو را شنیدم، اما صدا و ناله من را نشنیدی.
نگارا
هوش مصنوعی: ای دلبر، تو روشنی بخش دل و جان منی.
ندیدم جز خواریولی در عشقت از جهان بریدم
هوش مصنوعی: جز ذلت و خواری چیزی از عشق تو ندیدم، اما به خاطر عشق تو از دنیا چشم پوشیدم.
چه دیدی جز یاریکه چون بخت از من ناگهان رمیدی
هوش مصنوعی: چه دیدی جز یاری که ناگهان مثل بخت از من دور شد؟
اگر با تو، وفا کردمخطا کردم خطا کردم
هوش مصنوعی: اگر در حق تو نیکی کردم، ممکن است که اشتباه کرده باشم.
چو دیدم خویت راچرا در کویت آشیان گرفتم
هوش مصنوعی: وقتی که زیبایی تو را دیدم، چرا در محلهات جاگیر شدم؟
چو دیدی مهرم راچرا آخر از آشیان پریدی
هوش مصنوعی: وقتی دیدی که به من علاقهمند هستم، چرا در نهایت از خانه و زندگیام دور شدی؟
دلدارا
هوش مصنوعی: دلبر عزیز، تو برای من مانند نوری هستی که در تاریکی میتابد و زندگیام را روشن میکند.
چو دل از من ربودینه آن یاری که بودی
هوش مصنوعی: وقتی که قلب من را از من گرفتی، دیگر آن دوست و همراهی که قبلاً بودی، نیستی.
چو مهر من افزون شدبه جور خود افزودی
هوش مصنوعی: وقتی که عشق و محبت من بیشتر شد، تو به سختی و بیرحمی خود اضافه کردی.
نه از دردم پرسیدینه بر آهم بخشودی
هوش مصنوعی: نه از حال بد من خبری گیر، نه دردی را که دارم تسکین دادی.
نگارا
هوش مصنوعی: ای محبوب، تو زیبایی و ناز و لطافتی که دل را میرباید.
گمان بردم اولکه گر جان خواهم، نشکنی دلم را
هوش مصنوعی: در ابتدا فکر میکردم که اگر جانم را بخواهم، دل مرا نخواهی شکست.
ندانستم ای گلکه عهد مرا بشکنی به زودی
هوش مصنوعی: نمیدانستم ای گل، که به زودی عهد و وفای مرا خواهی شکست.
اگر صید تو شد جانمپشیمانم، پشیمانم
هوش مصنوعی: اگر تو به قلب من نفوذ کنی و مرا به خود جذب کنی، احساس پشیمانی و ندامت میکنم.
ز مهرم دل کندیولی آن که می گفتمت همانم
هوش مصنوعی: دل را از محبت من جدا کردی، اما من همانی هستم که همیشه به تو میگفتم.
به عهدت دل بستمولی آن که می گفتیم نبودی
هوش مصنوعی: دل به قول و پیمان تو سپردم، اما تو را که وعده داده بودیم، در کنار خود نیافتم.
دلدارا
هوش مصنوعی: دلدارم، تو آن نور و روشنی هستی که زندگیام را پر میکند و به من آرامش میبخشد. عشق و محبت تو چون نوری در تاریکیام میدرخشد و حس میکنم که بدون تو نمیتوانم زندگی کنم.