تناجی
رهی معیری

فریب

چاره من نمی‌کنی چون کنم و کجا برم؟شکوه بی‌نهایت و خاطر ناشکیب را
گر به دروغ هم بود شیوه مهر ساز کندیده عقل بسته‌ام کز تو خورم فریب را