بخش ۱۱۲ - جهان کز خود ندارد دستگاهی
هوش مصنوعی: در این ابیات، شاعر به وصف جهانی میپردازد که از خود هیچ ساختاری ندارد و به دنبال آرزوها میگردد. جهان از عدم فرار کرده و در دل انسان پناه گرفته است. به عبارتی، انسان به عنوان نقطهای از امید و آرزو در این جهان پرآشفتگی شناخته میشود.
جهان کز خود ندارد دستگاهیبه کوی آرزو می جست راهی
هوش مصنوعی: جهان، خود هیچ سامان و ترتیبی ندارد و فقط در کوی آرزو تلاش میکند تا راهی پیدا کند.
ز آغوش عدم دزدیده بگريختگرفت اندر دل آدم پناهی
هوش مصنوعی: از آغوش عدم (عدم) فرار کرد و در دل آدم به یک پناهنده تبدیل شد.