بخش ۳۵۹ - بچشم من جهان جز رهگذر نیست
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به دنیا و مردم آن نگاه میکند و میگوید که دنیا برای او فقط گذرگاهی است که افراد بسیاری در آن وجود دارند، اما هیچکدام واقعاً همسفر و نزدیک نیستند. او از جمعیت و ارتباطات خود عبور کرده و به این نتیجه رسیده است که در بین آشنایانش، هیچکس به اندازهی خود او احساس تنهایی نمیکند.
بچشم من جهان جز رهگذر نیستهزاران رهرو و یک همسفر نیست
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که در این دنیا، همه چیز فقط یک سفر موقتی است. هزاران مسافر وجود دارد، ولی هیچکس همراه واقعی نیست.
گذشتم از هجوم خویش و پیوندکه از خویشان کسی بیگانه تر نیست
هوش مصنوعی: از فشار و هجوم خودم عبور کردم و متوجه شدم که هیچ کسی در میان خویشانم بیگانهتر از خودم نیست.