غزل شمارهٔ ۱۹۳۴
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف زوال و غفلت از حقیقت و واقعیتهای زندگی میپردازد. شاعر با اشاره به باغی که از آن عبور میکنند، به ناامیدی و فریبایی زندگی اشاره میکند. او هشدار میدهد که زندگی و لذتها ممکن است فقط توهماتی از غفلت باشند و انسانها در پی آنها میافتند. شاعر به عدم توجه به حقیقت و عواقب آن اشاره میکند و تأکید میکند که در این دنیا، غفلت میتواند فرد را به نابودی بکشاند. به نوعی، او خواننده را به بیداری دعوت میکند و میگوید که نگاه عاقلانه و توجه به واقعیات میتواند انسان را از بند غفلت رها کند. در نهایت، او به بیفایده بودن غفلت در تجربه زندگی تأکید دارد و از آن به عنوان سرنوشتی محدود و ناکارآمد یاد میکند.
زین باغ گذشتیم به احسان تغافلگل بر سر ما ریخت گریبان تغافل
هوش مصنوعی: ما از این باغ عبور کردیم و در حالی که به نوعی بیتوجهی میکردیم، گلها بر سر ما باریدند و بیتوجهی ما را پوشاندند.
طومار تماشای جهان فتنهٔ سوداستخواندیم خط امن ز عنوان تغافل
هوش مصنوعی: به تماشای دنیا که پر از مشکلات و فریبکارانه است، پرداختهایم و در این راه، به آرامش و امنیتی که از غفلت به دست میآید، اشاره کردهایم.
مشکل که درین عشوهسرا کام ستاندفریاد دل از سرمه فروشان تغافل
هوش مصنوعی: وقتی که در این مکان دلربایی، به خواستهام نرسم، صدای دل و شکایت هایم را از کسانی که به طور غیرمستقیم به این موضوع توجه نمیکنند، فریاد میزنم.
مغرور نباشیدکه این یک دو نفس عمروارسته نگاهیست به زندان تغافل
هوش مصنوعی: به خود نبالید و مغرور نشوید، زیرا این لحظات کوتاه زندگی تنها یک نگاه گذرا به زندان غفلت است.
یارب به چه نیرنگ چنین کرده خرابمشوخی که ندارد ز من امکان تغافل
هوش مصنوعی: ای خدا، به چه حقهای مرا اینگونه ویران کردهای، که حتی نمیتوانم به بیتوجهی وانمود کنم؟
گوهر دو جهان تشنه لب یأس بمیردای جان تغافل مشکن شان تغافل
هوش مصنوعی: در این دنیا، انسانها به دنبال چیزهایی هستند که به آنها احساس خوشحالی و راحتی بدهد. اگر تو از این واقعیت غفلت کنی و اجازه بدهی که ناامیدی به سراغت بیاید، زندگیات به خطر میافتد. پس مواظب باش که دچار غفلت نگردی و از آنچه که برایت ارزشمند است، غافل نشو.
برطرف بناگوش تو صف میکشد امروزگردی عجب از دامن میدان تغافل
هوش مصنوعی: امروز، غبار عجیبی در اطراف گوش تو تجمع کرده که نشانهای از نادیده گرفتن واقعیتهاست.
یک سطر نگاه غلطانداز نخواندیمزان سرمه که دارد خط فرمان تغافل
هوش مصنوعی: ما نتوانستیم حتی یک جمله از نگاه فریبندهای که آن خط فرمان را به ما میدهد، بخوانیم. این نگاه مثل سرمهای است که باعث میشود از حقیقت غافل شویم.
عبرت گهر قلزم اسرار نگاهیمما را نتوان داد به توفان تغافل
هوش مصنوعی: ما به عمق رازهای نهفته در دل خود آگاهیم و نمیتوانیم آن را در برابر طوفان بیتفاوتی و بیتوجهی از دست بدهیم.
عمریست که اطفال هوس هرزه خرامندمشق ادبی کن به دبستان تغافل
هوش مصنوعی: سالهاست که جوانان و کودکان به دنبال لذات بیهوده میگردند؛ در حالی که باید در مدرسهای که آموزههای فراموشی و بیتوجهی را آموزش میدهد، درس ادب و احترام را بیاموزند.
ما و هوس هرزه نگاهی چه خیالستدارد سر ما گوی گریبان تغافل
هوش مصنوعی: ما و آرزوی بیهودهای که در سر داریم، چه خیال خامی است! در این میان، گویگریبان بیتوجهی ما را در بر گرفته است.
بیدل مژه مگشای که در عالم عبرتکس سود ندیده است به نقصان تغافل
هوش مصنوعی: به خودت اجازه نده که چشمانت را به روی حقیقت ببندی، زیرا در این دنیا هیچکس از غفلت و نادانی بهرهای نبرده است.