قصیدهٔ شمارهٔ ۸۴ - در ستایش شاهزاده مبرور فریدون میرزا فرماید
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر احساسات عاشقانه و زیباییهای معشوق است. شاعر از جذابیتهای ظاهری معشوقش صحبت کرده و او را به عنوان معبودی وصف میکند که زیباییاش تاثیر عمیقی بر او گذاشته است. نگرانیها و دردهای ناشی از عشق، اشتیاق به وصال و تمایل به فرار از غمهای ناشی از دوری از معشوق از دیگر مضامین این شعر هستند. شاعر همچنین به قدرت و عظمت معشوق به عنوان یک شخصیت افسانهای اشاره میکند که بر همه چیز تسلط دارد و قابلیت جذب دلها و جانها را داراست. این اثر در زیباییشناسی عاشقانه خود را به خوبی نشان میدهد و بر تضادهای عشق و غم تأکید دارد.
هرجاکه پارسی بت من جلوهگر شودبس شیخ پارسا که به رندی سمر شود
هوش مصنوعی: هر جایی که زبان فارسی زیبایی خود را نشان دهد، بسیاری از عالمان دیندار نیز تحت تأثیر جذابیت آن قرار میگیرند و به نوعی رفتارهای مستانه را از خود بروز میدهند.
گر در طراز شاهد من بگذرد به نازاز طلعتش طراز طراز دگر شود
هوش مصنوعی: اگر معشوق من با ناز و زیبایی از کنار من بگذرد، زیبایی دیگران نیز تحت تاثیر زیبایی او قرار خواهد گرفت و تغییر خواهد کرد.
ور بگذرد به عزم سیاحت به روم و چینهرجا بتی است سنگدل و سیمبر شود
هوش مصنوعی: او به سفر میرود و به سرزمینهای مختلف مانند روم و چین میرسد، هر جا که بت یا مجسمهای باشد که بیاحساس و سرد است، به طوری که به آنجا توجه نشان میدهد.
ور بنگرد به باغ گل از بهر دیدنشبا آنکه جمله روست سراپا بصر شود
هوش مصنوعی: اگر به باغ گل نگاه کنی، با اینکه همه جا پر از زیبایی است، تنها با دیدن آن همه زیبایی، همه حواسات به آن جلب میشود.
زانرو به چشم من مژگان نیشتر شدهتا خونفشانیم ز غمش بیشتر شود
هوش مصنوعی: به همین دلیل، مژگانم مانند نیشتری به چشمم میزند تا از غم او بیشتر اشک ببارم.
یزدانکه آفریده مژه بهر پاس چشمپس چون همی به چشم مرا نیشتر شود
هوش مصنوعی: خداوندی که مژه را برای حفاظت از چشم آفریده است، چرا وقتی به چشم من نگاه میکند، مانند نیشتری دردناک میزند؟
زان نیش تر چو شیشهٔ حجام هر دمملبریز خون دو دیدهٔ حسرتنگر شود
هوش مصنوعی: از آن نیشی که مانند شیشهٔ حجامت است، هر لحظه چشمان حسرتزدهام پر از خون میشود.
در موج خون دو دیدهٔ من ماندی بدانکوه عقیق سایهفکن در شمر شود
هوش مصنوعی: شما در چشمان من غوطهور شدهاید و این احساس مانند کوه عقیقی است که سایهای بر شمر میاندازد.
ای لعبت حصار ز رخ پرده برفکنزان پیشکاب دیدهٔ من پردهدر شود
هوش مصنوعی: ای معشوقه، حجاب را از صورتت کنار بزن تا چشم من که همیشه در پی توست، به تماشای زیباییات بپردازد و از حجاب بیرون آید.
بنیاد صبر و طاقتم از روی و موی توتاکی چو روی و موی تو زیر و زبر شود
هوش مصنوعی: محبت و توانایی من به خاطر زیبایی و جاذبه توست، اما اگر آن زیبایی و جاذبه از بین برود، صبر و طاقت من هم خراب خواهد شد.
زیر و زبر همی چکنی روی و موی خویشمگذار ابر تیره حجاب قمر شود
هوش مصنوعی: تو همواره در حال تغییر و تحول هستی؛ پس نگذار که غبار غم و اندوه، نور درخشان وجودت را بپوشاند.
حالم تبه نخواهی خال سیه بپوشکان دانه دام مردم صاحبظر شود
هوش مصنوعی: حالم خوب نیست و تو هم نخواهی بود. به خاطر زیباییات، سعی نکن کسی را فریب بدهی، زیرا این کار باعث میشود که دیگران به مشکلات و دردسرها دچار شوند.
رخسار آبدار تو در زلف تابدارماند به گرد ماه که کژدم سپر شود
هوش مصنوعی: چهره زیبای تو مانند گلی در زلفهای تابناک تو میدرخشد، مانند ماهی که در نورش کژدمها از خود میگریزند.
.کژدم سپر شود مهگردون وای شگفتدر پیشگرد ماه توکژدم سپر شود
هوش مصنوعی: اگر کژدمی که نمادی از خطر و زشتی است، به سپری برای ماه زیبای تو تبدیل شود، این واقعاً شگفتانگیز خواهد بود. در واقع، برخی چیزها میتوانند در برابر زیبایی و نور تو ناپدید شوند و به شکلی نوین درآیند.
بیداد گرچه عادت ترکان بودترکی ندیدهام چو تو بیدادگر شود
هوش مصنوعی: سختی و ستم در واقع از ویژگیهای معمول ترکهاست، اما من هرگز کسی را به اندازه تو ظالم و ستمگر ندیدهام.
هر جا که قدفرازی جانها هبا بودهرجاکه رخفروزی خونها هدر شهرد
هوش مصنوعی: هر جایی که زیبایی و شکوه وجود داشته باشد و دلها به عشق و شوق پر پرواز بزنند، آنجا جایی است که زندگی و احساسات در آن به اوج خود میرسند.
با آنکه از غم تو به عالم شدم عَلَمهر روز حال من علمالله بتر شود
هوش مصنوعی: با وجود اینکه به خاطر غم تو در دنیا شناخته شدم، هر روز حال من بدتر از روز قبل میشود.
دل رند و لاابالی و شیدا شد از غمتخرم غمیکه مایهٔ چندین هنر شود
هوش مصنوعی: دل شاداب و بیخیال و عاشق شد به خاطر غمت، غمی که موجب بروز و ظهور هنرهای بسیاری شده است.
تو دل بری و روزی ما خون دل بودتو می خوری و قسمت ما دردسر شود
هوش مصنوعی: تو دل می بری و روزگار ما پر از غم و درد است، در حالی که تو از زندگی لذت میبری و قسمت ما فقط زحمت و مشکلات میشود.
گویی دو چشم من شمری پر کواکبستهر شبکه بیرخ توکواکبشمر شود
هوش مصنوعی: چشمان من مانند ستارههایی هستند که هر شب در غیاب تو، ستارهها را میشمارند.
آیی شبی به دامنم ایکاش مر مراتا دامنم ز سروقدتکاشمر شود
هوش مصنوعی: ای کاش شبی در آغوشم بگیری و با زیباییات باعث شوی تا دامنم پر از یاد تو شود.
زی مرز غاتفر به ساحت چرا رویمهرجا تو پرده برفکنی غاتفر شود
هوش مصنوعی: از مرز غم و اندوه به کجا بروم؟ هر کجا که تو پرده را کنار بزنی، غم و اندوه از بین میرود.
ور نسخه یی برند ز رویت به زنگباریغما شود حصار شود کاشغر شود
هوش مصنوعی: اگر نسخهای از چهرهات به زنگبار برود، این چهره به دزدیده خواهد شد و تبدیل به حصاری محکم و امن خواهد گشت و همچنین به کاشغر تبدیل میشود.
چونانکه سیم اشک من از رنگ لعل تومرجان شود عقیق شود معصفر شود
هوش مصنوعی: اشکهای من به رنگ لبهای سرخ تو تبدیل میشود و به مانند مرجان یا عقیق زیبا میشود.
ای ترک جز لبت شَهِدالله نیافتمشهدی که پردهدار سی و دو گهر شود
هوش مصنوعی: ای معشوق ترک من، جز از لبهای تو چیزی شیرین و خوشمزه نیافتم که بتواند این زیبایی و ارزش را به خوبی نشان دهد.
جز زلف تیرهٔ تو ندیدمکه زاغ راماه دو هفته تعبیه در زیر پر شود
هوش مصنوعی: جز موهای سیاه تو چیزی ندیدم که مانند زاغ در زیر بال خود، ماهی که دو هفته عمرش است را جای دهد.
آهو کند ز خون جگر مشک و مشک رازاهوی مشکبار تو خون در جگر شود
هوش مصنوعی: آهو به خاطر خون دلش عطر و بوی خوب را از خودش تولید میکند و این عطر ناشی از غم و اندوهی است که در دل دارد.
خالت به زیر زلف گرید به رخ چنانکهندویی از حبش به سوی شوشتر شود
هوش مصنوعی: چهرهات چنان زیباست که در زیر موهایت، به زیبایی اندام یک زن هندی از حبش میدرخشد؛ گویی که به سمت شوشتر میآید.
ترکا توبی که از دل سختت بر آب جویافسونی ار دمند به سختی حجر شود
هوش مصنوعی: اگر تو از دل سخت خود، افسونی بر آب جوی بگویی، آن آب به سختی سنگ تغییر خواهد کرد.
یا حسرتا بدین دل سختیکه مر مراستمشکلکه تیر نالهٔ ماکارگر شود
هوش مصنوعی: آه، چه دردناک است برایم دل سنگین من که به راستی نشاندهندهٔ مشکلاتی است که برایم ایجاد میکند و نالهٔ من همچون تیر به دیگران آسیب خواهد زد.
ازعشق روی و موی تو بیخوابوخور شدموین عیش عاشقست که بی خواب و خور شود
هوش مصنوعی: به خاطر عشق زیبایی و موهای تو، من به بیخوابی و بیغذایی دچار شدم و این همان لذت عاشقانه است که باعث میشود انسان از خواب و خوراک بگذرد.
برخیز و می بیاور و بنشین و بوسه دهتا جیب و آستین و لبم پر شکر شود
هوش مصنوعی: برخیز و شراب بیاور و بنشین و به من بوسه بزن تا جیب و آستین و لبهایم شیرین و پر از شکر شود.
یک ره میان بزم به عشرت کمر گشایتا بویه دست من به میانتکمر شود
هوش مصنوعی: یک راهی در محفل شادی باز کن و خود را آزاد کن تا من هم بتوانم به تو نزدیک شوم.
از فر بخت تخت سلیمان دهم به بادگر دل مرا به مور خطت راهبر شود
هوش مصنوعی: اگر تمام قدرت و عظمت تخت سلیمان را به باد دهم، فقط به این شرط که دلم به عشق تو راهنمایی شود.
طوبی لک ای نگار بهشتیکه قامتتطوبیصفت هماره به خوبی سمر شود
هوش مصنوعی: ای نگار دلانگیز، تو همچون درخت طوبی بهشتی هستی که همیشه قامت تو زیبایی و شگفتی به ارمغان میآورد.
برجه بیا بگو بشنو می بده بنوشمگذار عمر بر سر بوک و مگر شود
هوش مصنوعی: بیا که زندگی را بچشیم و از زیباییهای آن لذت ببریم، نبایستی وقت خود را صرف چیزهای بیهوده کنیم و شاید فرصتی برای شادی و سرور به دست بیاوریم.
وز بهر آنکه رنج جهانت رود ز یادچندان بخوان مدیح ملک کت ز بر شود
هوش مصنوعی: به خاطر اینکه رنج و دردهای زندگیات فراموش شود، به اندازهای که میخواهی، از ستایش پادشاه سخن بگو.
تا تنگ شکرتکه در آن جای بوسه نیستباشد که بوسه جای شه نامور شود
هوش مصنوعی: به محلی اشاره شده که به خاطر تنگی و عدم جا برای بوسه، بوسهها میتوانند به عنوان نشانهای از عشق و احترام تبدیل شوند و در این موقعیت، ارزش و اهمیت بیشتری پیدا کنند.
شاه جهان فریدونکاندر صف نبردگردون چوگرد خنگ ورا بر اثر شود
هوش مصنوعی: پادشاه جهان فریدون، در میدان جنگ مانند گردی در میدان میچرخد و به راحتی بر دشمنان پیروز میشود.
آن بوالمظفری که غبار سمند اوهنگام وقعه سرمهٔ چشم ظفر شود
هوش مصنوعی: آن شخص با عظمت که در میدان جنگ، گرد و غبار اسبش به مانند سرمهای برای چشم پیروزی میشود.
نه وهم با رکایب او همعنان رودنه چرخ با عزایم او همسفر شود
هوش مصنوعی: نه، خیال و توهم نمیتواند همقدم او شود و نه گردش روزگار میتواند با ارادههای او همراهی کند.
هر آهویی که در کنف حفظ او گریختنشگفت اگر معاینه چون شیر نر شود
هوش مصنوعی: هر آهویی که به دلیل محافظت فرار کند، شگفتانگیز نیست اگر در نهایت برای دفاع از خود مثل یک شیر نر قوی و شجاع شود.
جایی نبیند از جهت جاه او برونتا هر کجا که پیک نظر پیسپر شود
هوش مصنوعی: در جایی که هیچکس نتواند از مقام و منزلت او تغافل کند، او به هر کجا که نگاهش بیفتد، مورد توجه قرار میگیرد.
تا گه بود بر ایمن و گاهی بر ایسرشگه ماه تیغ گردد و گاهی سپر شود
هوش مصنوعی: در زمانهایی، او از خطر در امان است و در زمانهای دیگر دچار آسیب میشود. گاهی او مانند ماه درخشان و قوی است و گاهی به حالت دفاعی درمیآید.
ماند همی به گرز تو در دست راد توگرکوه بوقبیس به بحر خزر شود
هوش مصنوعی: حضور تو مانند گرزی است که در دست یک مرد شجاع قرار دارد، حتی اگر کوه بوقبیس در دریای خزر هم فرو برود.
صیت عطای تست که چون نور آفتابیک چشم زد ز خاور تا باختر شود
هوش مصنوعی: نام و شهرت بخشش و عطای تو مانند نور خورشید است که به محض تابیدن، از شرق تا غرب را روشن میکند.
تا پشت بوالبشر بگریزد ز بیم توگر نطفهٔ عدو ز سنانت خبر شود
هوش مصنوعی: اگر از ترس تو، دشمن پشتش به تو فرار کند، حتی اگر خبر وجودش از نطفهاش هم به تو برسد.
کمتر نتیجهیی بود از لطف و عنف توهر خیر و شر که حاملهٔ نفع و ضر شود
هوش مصنوعی: تعداد کمی از کارها و نتیجههایی که به وجود آمده، از محبت و سختی تو بوده است؛ هر کار خوب یا بدی که به نفع یا ضرر کسی میانجامد.
کمتر وسیلهیی بود از مهر وکین توهر نفع و ضر که رابطهٔ خیر و شر شود
هوش مصنوعی: به طور کلی، کمتر چیزی وجود دارد که از عشق و نفرت استفاده کند و هر فایده یا ضرری که به نوعی با خوبی و بدی مرتبط باشد.
هرخشک و هر تریکهبههر بحر و هر بریستگاه نوال جود ترا ماحضر شود
هوش مصنوعی: هر خشک و تر که در هر دریا و هر خشکی وجود دارد، زمانی فرا میرسد که نعمت و بخشش تو در دسترس قرار میگیرد.
حزم تو اختراع وجود و عدم کندرای تو پیشکار قضا و قدر شود
هوش مصنوعی: احتیاط و دقت تو باعث میشود که وجود و عدم به خاطر تو شکل بگیرند و نظر تو میتواند نقش مهمی در تقدیر و سرنوشت ایفا کند.
لله درّک ای ملکی کز هراس تودر چشم مور شیر ژیان مستتر شود
هوش مصنوعی: ای فرشته، از عظمت و شکوه تو آنچنان هراس در دل مور است که حتی شیر در جنگل نیز در برابر تو پنهان میشود.
نبود عجب که نطفهٔ خصمت ز بطن ماماز بیم باژگونه به صلب پدر شود
هوش مصنوعی: شگفتی نیست که نطفهٔ دشمن تو از رحم مادر بهخاطر ترس از نابودی، به کمک پدر منتقل شود.
تنها نه جانور شود از هیبتت گیاکز رحمت تو نیزگیا جانور شرد
هوش مصنوعی: تنها جانور نیست که از قدرت و عظمت تو تحت تأثیر قرار میگیرد، بلکه گیاهان نیز از رحمت تو جاندار میشوند.
هر نطفهیی زکلک تو تخم عنایتیستکز آن هزار شاخ امل بارور شود
هوش مصنوعی: هر نطفهای که از خیال تو شکل میگیرد، بذری از محبت و لطف توست که از آن، هزاران آرزو و امید شکوفا میشود.
بر نیل مصر تابد اگر برق تیغ توآبش شرار گردد و موجش شرر شود
هوش مصنوعی: اگر تیغ تو در آسمان مصر بدرخشد، آب نیل به آتش خواهد آمد و موجهایش شعلهور خواهند شد.
در بزم مادح تو فلک پهن کرده گوشتا از مدایحت چو صدف پر درر شود
هوش مصنوعی: در محفل ستایش تو، آسمان گوشها را باز کرده تا از ستایشت مانند صدفی پر از مروارید شود.
بر درگهت نماز برد از در نیازهر صبح کافتاب ز مشرق بدر شود
هوش مصنوعی: هر صبح، خورشید از سمت شرق طلوع میکند و در پیشگاه تو دعا و نیایش میکنم.
از بیم برق تیغ تو در دودمان خصممشکلکه هیچ ظفه ازین پس پسر شود
هوش مصنوعی: به خاطر ترس از ضربهی تند و برندهی تو، نسل دشمنان مشکلدار میشود و از این به بعد هیچ پسری نخواهد توانست به دنیا بیاید.
زان ساده شد چو اطلس رومی مهین سپهرتا جامهٔ جلال ترا آستر شود
هوش مصنوعی: از سادگی و زیبایی اطلس روم، سپهر (آسمان) به این نتیجه رسید که برای پوشاندن خود به جلال، به آستر تو نیاز دارد.
آتش کشد نفیر و ز دل برکشد زفیرخصم ترا به حشر مقر گر سقر شود
هوش مصنوعی: اگر آتش درونت به زبانهکشی بیفتد و از دلت خروش و فریاد برآید، حالا اگر دشمن تو در محفل قیامت حاضر باشد، آیا وضعیت و سرنوشت او تغییر خواهد کرد؟
خصم ترا به جنت اگر جا دهد خدایجنت سقر شود چو مر او را مقر شود
هوش مصنوعی: اگر خدا به دشمن تو در بهشت جا دهد، بهشت برای او همچون جهنم خواهد شد، چون او آنجا را به بدی رفتار خود پر میکند.
روزیکه از هزاهز ترکان فتنهجویاقطاع روزگار پر از شور و شر شود
هوش مصنوعی: روزی فرا میرسد که زدوخورد و فتنههای ترکزبانان باعث میشود زندگی پر از آشفتگی و هیجان شود.
مغز ستاره از شرر تیغ بردمدگوش زمانه از فزع کوس کر شود
هوش مصنوعی: نور ستاره با تابش تیغ خنجر روشن میشود و در این حال گوش زمانه از صدای ناگوار و وحشتزای شکست کر خواهد شد.
گردون شود چو بیشهٔ شیران مردمالاز تیر چوبهاکه به عیوق بر شود
هوش مصنوعی: زمانی که آسمان مانند جنگل شیران شود، مردان بزرگی از تیرکهای چوبی عبور خواهند کرد و به سوی عیوق خواهند رفت.
ای بس صلیبها که شود در هوا پدیدچون تیرها برنده با یکدگر شود
هوش مصنوعی: بسیاری از صلیبها در آسمان نمایان خواهند شد، همانند تیرهایی که به سرعت و با شدت به هم برخورد میکنند.
احجار پهنه جوشن و خود و زره شوداشجار عرصه ناوک و تیغ و تبر شود
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به توصیف طبیعت و جنگ میپردازد. او بیان میکند که سنگها و منافذ زرهپوش، به دلیل جنگ و نبرد، تبدیل به درختان و فضای جنگی میشوند. این مفهوم اشاره به تأثیرات مخرب جنگ بر طبیعت دارد و به نوعی پیوندی بین عناصر جنگی و طبیعت برقرار میکند. جنگ، درختان را به تیر و تیغ تبدیل میکند و نشاندهنده ویرانی و تغییرات عظیمی است که نبردها بر زندگی و محیط زیست میگذارند.
نوک سنانت از جگر خصم نابکارخون آن قدر خورد که به رنگ جگر شود
هوش مصنوعی: سنانه، (نوعی نیزه) آنقدر از دشمن بدذات خون گرفته که خودش به رنگ خون او درآمده است.
از آب هفت دریا تف سنان تونگذارد آن قدر که پی مور تر شود
هوش مصنوعی: تف سنان تو به قدری قوی است که حتی آب هفت دریا هم نمیتواند آن را تحت تاثیر قرار دهد و باعث تغییر حال و روز تو شود.
دیبای سرخ گسترد از بس پرند تودشت وغا معاینه چون شوشتر شود
هوش مصنوعی: در دشت پر از پرندگان، دیبای قرمز بهطرز زیبا و جالبی جلوهگری میکند، مانند شوشتر که با جذابیت خاص خود نمایان میشود.
تا بنگرد نبرد تو در دشت کارزارخود یلان چو درع سراپا بصر شود
هوش مصنوعی: به این معنی که: زمانی که تو در میدان جنگ به نمایش قدرت و شجاعت خود میپردازی، (نتیجهاش) مثل این است که دلاوران و شیرمردان در برابر تو، سرتاسر چشم و نگاه میشوند و به تماشای نبردت مینشینند.
در دست دشمن تو زبانی شود سنانتا سر کند فغان و بر او نوحهگر شود
هوش مصنوعی: دشمن در دست تو به تدبیری میآید که به عنوان سلاحی مرگبار عمل کند و درد و اندوهی را به وجود آورد، به طوری که بر آن فرد به عزاداری و نوحهخوانی بپردازند.
شاهاگر این قصیده شود مر ترا پسندچون صیت همتت به جهان مشتهر شود
هوش مصنوعی: اگر این شعر مورد پسند تو باشد، بدین معناست که شهرت و بزرگی ارادهات در جهان شناخته خواهد شد.
چون سیم و زر عزیز بود لیک خود مبادکاو نزد شاه خوارتر از سیم و زر شود
هوش مصنوعی: پس از آنکه طلا و نقره ارزشمند هستند، اما هیچگاه نباید خود را از آنها کمارزشتر دانست، زیرا کسی که در نزد شاه مقام و ارزشی نداشته باشد، حتی از طلا و نقره نیز بیارزشتر میشود.
او چونگهر یتیم بود شه یتیمدوستشایدگر از قبول ملک مفتخر شود
هوش مصنوعی: او مانند گوهری یتیم است که شاید پادشاهِ یتیمدوست، به خاطر پذیرش او در ملک، افتخار کند.
گو شاهم اعتبار کند گرچه گفتهاند«یارب مباد آنکه گدا معتبر شود»
هوش مصنوعی: بگذار شاه به من اهمیت دهد، هرچند گفتهاند که وای بر ما اگر در پیشگاه او گدایان نیز مهم شوند.
گرچه ز طول مدح تو کس را ملال نیستلیکن به ار ثنا به دعا مختص شود
هوش مصنوعی: هرچند کسی از مدح و ستایش تو خسته نمیشود، اما دعا و ثنای تو باید به خودت اختصاص یابد.
چون جیب قوس سینهٔ خصمت دریده بادچندانکه خط سهم عمود وتر شود
هوش مصنوعی: زمانی که دشمن تو به قدری آسیب دیده که مانند جعبهای پاره شده است، به گونهای که خط فاصل بین عمود و وتر نیز تغییر کرده است.
جاری چو آب امر تو درکوه و دشت بادساری چو باد حکم تو در بحر و بر شود
هوش مصنوعی: فرمان تو مانند آب در دشت و کوه به راحتی جاری است و مانند باد در دریا و خشکی، حکم تو همه جا نفوذ دارد.