غزل شمارهٔ ۲۶
هوش مصنوعی: این شعر در وصف زیبایی و جذابیت محبوبی است که به باغ میرود. شاعر از زیباییهای او چون قد و زلف مشکیاش، دلربایی چشمها و تأثیر میگوید. او به توصیف فضای باغ و جلوههای آن میپردازد و بیان میکند که هیچ چیزی نمیتواند او را از عشق این معشوق دور کند. در نهایت، شاعر خود را نسبت به زیباییهای محبوبش اسیر عشق میبیند و از زلفهای او بهعنوان مکانی برای سکون دلها یاد میکند.
نگار سرو قد من چو عزم باغ کندچو برگ لاله دل باغ پر ز داغ کند
هوش مصنوعی: عزیزم، وقتی که تصمیم بگیرد به باغ بیاید، دل من به اندازه گل لاله پر از غم و حسرت میشود.
به باغ میرود امروز نی غلط گفتمکه هرکجا بخرامد ز چهره باغ کند
هوش مصنوعی: امروز نی به باغ میرود. اشتباه گفتم، زیرا هر جا که برود، چهره باغ را تغییر میدهد.
پر از بنفشه شود راغ از دو گیسویشاگر به فصل زمستان گذر به راغ کند
هوش مصنوعی: اگر زمستان به دلیلی گیسوان او در باد بپرد، حیاط پر از بنفشه میشود و زندگی دوباره میگیرد.
ز دلربایی چشمش شراب مست شوددر آن زمان که می از شیشه در ایاغ کند
هوش مصنوعی: چشم دلربای او به قدری جذاب است که آدم را مست میکند، و این حالت زمانی بیشتر میشود که شراب از شیشه ریخته شود و در آن بیافتد.
چو زلف خود به مشامم نهد بدان ماندکه طبله طبله مرا مشک در دماغ کند
هوش مصنوعی: زمانی که زلف او به مشامم میرسد، مانند این است که بویی خوش مرا مسحور میکند و موجب میشود که حس شگفتانگیزی را تجربه کنم.
جز او که زلف به رخ حلقه کرده نشنیدمکلاه باز کس از شهپرکلاغ کند
هوش مصنوعی: هیچکس را ندیدم که مانند او زلفش را به صورتش آویزان کرده باشد، و نه اینکه کسی کلاهی را از روی سر کلاغی بردارد.
فراغ نیست مرا از فراق او آریاسیر عشق بتان ترک هر فراغ کند
هوش مصنوعی: من هیچ لحظهای از دوری او رها نیستم، آری من در دام عشق دختران زیبا گرفتار شدهام و هر فراق و جدایی را تحمل میکنم.
مگرکه مسکن دلهاست زلف مشکینشکه هرکسی دل خود را در آن سراغ کند
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که زلفهای مشکی او به گونهای است که هر کسی میتواند عشق و قلب خود را در آن پیدا کند و به آرامش برسد.
ز جان ثناگر زلفین اوست قاآنیتو عندلیب نگه کن که مدح زاغ کند
هوش مصنوعی: به خاطر محبت و زیبایی زلفهای اوست که قاآنی در اینجا به ستایش مشغول است. تو به عنوان بلبل، نگاهی به او بینداز، که حتی زاغ نیز در وصف او سخن میگوید.