غزل شمارهٔ ۳۷
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به بیان عشق و دلتنگی خود میپردازد. او از معشوق خود میخواهد که به او دل ببخشد و از بلاها و دردهای عشق حفاظت کند. او همچنین به زیبایی معشوق و تأثیر آن بر دل و جانش اشاره میکند و از غم ناشی از دوری میگوید. شاعر آرزو دارد که دوباره معشوق را ببیند و از لذتهای عشق بهرهمند شود. او با استفاده از تصاویری زیبا همچون گل و نرگس، عشق را توصیف میکند و تأکید میکند که با دوست نباید جفا کرد. در نهایت، او از سختیهای عشق و تأثیر عمیق آن بر زندگیاش سخن میگوید.
ای شیخ چه دل نهی به دستارگر مرد دلی دلی به دست آر
هوش مصنوعی: ای شیخ، چرا دل را در دل خودت نگه میداری؟ اگر مردی با دل و جرأت هستی، باید دلی را به دست بیاوری و به دست خودت بسپارید.
بالای بتان بلای جانستیارب دلم از بلا نگهدار
هوش مصنوعی: عشق و زیبایی معشوقان برای انسان دردسرساز و خطرناک است. خداوند، لطفی کن و دلم را از این دردها حفظ کن.
تن لاغر و بار عشق فربهصبر اندک و جود دوست بسیار
هوش مصنوعی: بدنی لاغر و عاشقی سنگین با صبری کم و دوستی زیاد.
ای دوست به عمر رفته مانیترسم که نبینمت دگر بار
هوش مصنوعی: ای دوست، عمر من به پایان میرسد و میترسم دیگر تو را نبینم.
آهم به دلت نکرد تاثیردر سنگ فرو نرفت مسمار
هوش مصنوعی: غم و اندوه من نتوانست در دل تو اثری بگذارد، همچنان که میخ در سنگ نفوذ نمیکند.
ای کاش چو عید نیک بختانباز آیی و بینمت دگر بار
هوش مصنوعی: کاش مانند عید مبارک دوباره برگردی و تو را دوباره ببینم.
هم گل برم از رخت به خرمنهم می کشم از لبت به خروار
هوش مصنوعی: من از چهرهات گل میچینم و از لبانت نوشیدنی میآشامم.
دزدیست دو سنبلت زره پوشمستیست دو نرگست کماندار
هوش مصنوعی: دو سنبل تو مانند دزدی هستند که در زره پوشیدهاند، و دو نرگس تو مثل کمانداری هستند که در مستی به سر میبرد.
پوشیده به زیر سنبلت گلروییده به دور نرگست خار
هوش مصنوعی: زیر گلی که بالای سر تو قرار دارد، گلی روییده و دور نرگست، خارهایی وجود دارد.
امروز مراست بخت منصورکز عشق توام زنند بر دار
هوش مصنوعی: امروز شرایط به گونهای است که من مانند منصور به خاطر عشق تو ممکن است جانم را از دست بدهم.
گفتم شب تیره پیشت آیمتا سایه نباشدم خبردار
هوش مصنوعی: گفتم در شب تاریک به نزد تو میآیم تا هیچ کس متوجه حضور من نشود و در امان باشم.
غافل که ز آه آتشینمصد روز بر آید از شب تار
هوش مصنوعی: بیخبر از اینکه با نالههایم، صد روز از شب تاریک فاصله خواهد گرفت.
ای ماه پریرخان خلخای شاه شکر لبان فرخار
هوش مصنوعی: ای ماه زیبای دلپسند، ای شاه لبهای شیرین و خوشمزه.
خار ستمم ز دیده برکنبارالمم ز سینه بردار
هوش مصنوعی: خارهای زخم و ستم را از چشمانم دور کن و بار غم را از دل من بردار.
با دوست جفا نمی کند دوستبا یار ستم نمی کند یار
هوش مصنوعی: دوست به کسی که با او رابطه دارد، آسیبی نمیزند و یار نیز بر کسی که به او نزدیک است، ظلم نمیکند.
مردم به نسیم روح خرمما از نفحات وصل دلدار
هوش مصنوعی: مردم از وزیدن نسیم زندگیبخش ما، که نشانههای وصال معشوق را دارد، شاداب و خوشحال میشوند.
خون خوردنم از غم تو آسانجان بردنم ازکف تو دشوار
هوش مصنوعی: تردید نکن که تحمل درد و رنج به خاطر تو برایم راحت است، اما از دست دادن زندگیام به خاطر تو برایم بسیار سخت و دشوار است.
چون حسن تو عشق من جهانگیرچون زلف تو بخت من نگونسار
هوش مصنوعی: زیبایی تو مانند عشقی است که بر تمام جهان تأثیر میگذارد و مانند موهای تو، بخت و شانس من در دام مشکلات و ناامیدیها گرفتار شده است.
از حسن تو همچو نقش بیجانهرکس زده پشت غم به دیوار
هوش مصنوعی: زیبایی تو مانند تصویری بیروح است که هر کسی غم خود را به دیوار آن میزند.