شمارهٔ ۳۵
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به تواناییهای وزیری اشاره میکند که همه چیز به فضل او میسر است. او میگوید که اگر اندکی از دانش و قوه او به عمل آید، میتواند تأثیرات عظیمی داشته باشد و چیزهای بیارزش را به گوهرهای سپس تبدیل کند. همچنین، این وزیر میتواند پشه را به سیمرغ و کبوتر را به موجودی عظیم تبدیل کند. شاعر از قهر و محبت او یاد میکند و میگوید که حتی ذرهای از محبت او میتواند خورشیدی درخشان ایجاد کند.
شاعر از قاآنی، در موقعیتی عاطفی، میخواهد که وزیر در درمان دردهای او تدبیری بکند و بر نقش او در زندگی دیگران تأکید میکند. در پایان، او بر این نکته تأکید دارد که حتی اگر فردی به سختی به مشکلاتش مخالفت کند، در نهایت در مسیر صداقت به وزیر باز میگردد.
ای وزیری که به دهر آنچه بود دلخواهتهمه از فضل خداوند میسر گردد
هوش مصنوعی: ای وزیر، آنچه در زندگیات خواستهای و به آن رسیدهای، همه به لطف خداوند امکانپذیر شده است.
گر چکد نقطهای از کلک تو در بحر محیطچون سخنهای تو موجش همه گوهر گردد
هوش مصنوعی: اگر نقطهای از هنر تو در دریای وسیع بریزد، مانند کلام تو، تمامش تبدیل به گوهری ارزشمند خواهد شد.
پشه در سایهٔ اقبال تو سیمرغ شودباز از هیبت قهر تو کبوتر گردد
هوش مصنوعی: در سایهٔ موفقیت و خوشبختی تو، حتی موجوداتی کوچک و بیاهمیت مانند پشه نیز به عظمت و بزرگی تبدیل میشوند، اما اگر به قهر تو بر بخورند، همان موجودات کوچک به حالتی ترسو و ضعیف میرسند.
قطره از تربیتت لؤلؤ رخشنده شودذرّه از مهر تو خورشید منوّر گردد
هوش مصنوعی: اگر بر روی شخصی تاثیر بگذاری، او مثل یک مروارید درخشان میشود و اگر از محبت تو بهرهمند شود، مثل خورشیدی روشن خواهد شد.
گر به بال پشهای صورت حزم توکشندبال او سختتر از سدّ سکندر گردد
هوش مصنوعی: اگر پشهای بال تو را بگیرد، بال آن پشه به مراتب قویتر از دیوار سکندر خواهد بود.
میر ملک جم از آنجا که تو را دارد دوستزیبد ار قدر تو با عرش برابرگردد
هوش مصنوعی: میر ملک جم از جایی که تو را دوست دارد، شایسته است که اگر ارزش تو با عرش برابر شود.
چند محروم ز لطف تو شود قاآنیدل چون آینهاش از چه مکدرگردد
هوش مصنوعی: چند نفر از محبت تو بیبهره میمانند، وقتی دلشان مانند آینه است چرا باید کدر و تار شود؟
در علاج غمش امروز بکن تدبیریکانچه تدبیر نمایی تو مقدر گردد
هوش مصنوعی: برای درمان غم او امروز باید تدبیری بیندیشی، زیرا هرچه تدبیر کنی، همان مقدر شده است.
حالی او تشنهٔ آبست و تویی رود رواناز لب رود روان تشنه چسان برگردد
هوش مصنوعی: او حالش در آتش تشنگی است و تو همانند رودی روان هستی. چگونه ممکن است که کسی که به آب نیاز دارد، از کنار این رود پرآب و زلال، دور شود؟
گرچه صد ره چو قلم تو بریش بند از بندهمچنان در ره اخلاص تو با سر گردد
هوش مصنوعی: هرچند که به صد راهِ مختلف، سخن تو را به بند میکشند، اما باز هم در مسیر صداقت و اخلاص، سرِ خود را با کمال میل میسپارم.